۴
 

بحث جنجالی سادات و هزاره، بدعت یا واقعیت؟ / سیدعبدالله رضوی مالستانی

در سایت‌های نیزار و غرجستان آقای محمدحسین فیاض دربارهٔ موضوع سیدگرایی وهزاره‌گرایی مطالبی نوشته که نیازمند آن است تا در جواب نوشته ایشان مطالبی را برای تنویر افکار جامعه شیعی مان مرقوم بداریم.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ قوس ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۱۹
اشاره: در سایت‌های نیزار و غرجستان آقای محمدحسین فیاض دربارهٔ موضوع سیدگرایی وهزاره‌گرایی مطالبی نوشته که نیازمند آن است تا در جواب نوشته ایشان مطالبی را برای تنویر افکار جامعه شیعی مان مرقوم بداریم: جناب فیاض مدعی شده‌اند که «سادات در جامعه شیعی افغانستان از اقتدار مذهبی شدید برخوردار بوده و از لحاظ اقتصادی کمتر دغدغه داشته است. این دو مسئله باعث شده است که برای سادات ـ به خصوص سادات هزاره ـ بهترین فرصت را فراهم نماید تا در مقایسه با دیگران از امکانات تحصیلی، شغلی و زعامت مذهبی و سیاسی بیشتر برخوردار شوند...» این سخنی است که می‌شود گفت صرفاً یک ادعا است وهیچ پشتوانه ودلیلی بر آن مترتب نیست. اگر بعضی از علمای سادات مشکل اقتصادی نداشته وهم‌چنین از اقتدار مذهبی (به‌قول ایشان) شدید برخوردار بوده این دومزیت را علمای هزاره هم داشته وهیچ‌گونه تفاوتی بین یک عالم سید با یک عالم هزاره وجود نداشته وهمان اقتدار نسبی وغنای اقتصادی نسبی را هردو، دارا بوده‌اند؛ پس چگونه می‌شود گفت که سادات از امکانات شغلی ومذهبی وتحصیل استفاده کرده وبرای هزاره‌ها مانع وجود داشته است! اگر به اصل موضوع واقع‌بینانه نگاه کنیم باید حل این مسئله را در ناصحیح دانستن عملکردهای کسانی که این مسئله را دامن می‌زنند جستجونماییم. من معتقدم که آدم‌های عقده‌ای به‌خاطر مسایل شخصی که با بعضی از افراد سادات داشته‌اند این موضوع را دامن زده‌اند ومن و تو هم باور نموده‌ایم که بلی سادات‌گرایی وهزاره‌گرایی وجوددارد!، در حالی که بدعت بودن این موضوع روشن‌تر از آن است که دربارهٔ آن بحث شود. هم درزمان آیت‌الله واعظ وهم در بعد ازانقلاب و تشکیل حکومت در دوران مجاهدین افراد خبره وآگاه می‌دانند که آقای اسماعیل مبلغ، از اولین افرادی بوده که آتش بیار این معرکه بوده است و عده‌ای ناآگاه هم این مسئله را پذیرفته‌اند. شاهدان عینی وجود دارند که آقای مبلغ به دلیل انحراف فکری و هم پیمانگی با کمونیست‌ها از مدرسه آقای واعظ اخراج شده بود و از طرف دیگر آقای واعظ در انتخابات ولسی جرگه از رقیب مبلغ که حاجی سلیمان یاری بود حمایت کرد واین سبب به وجود آمدن عقدهٔ شدید برای ایشان شد تا اینکه در صدد انتقام برآمد واتهام سید گرایی را برای آقای واعظ به عنوان یک پدیدهٔ منفی ابداع نمود تاایشان رابا این انگ در چشم شیعیان کوچک وبی اعتبار جلوه دهد. هم فکران مبلغ این ایده وتفکر را در زمانی که برسر اقتدار سیاسی قرار گرفتند در دوران حکومت برهان الدین ربانی و حکومت مجاهدین اعمال نمودند و با این تفکر فاشیستی جوانان شیعه را تا به امروز در مقابل هم قرار دادند که عواقب منفی آن هنوز هم جامعه مارا از مسیر رشد و بالندگی به‌سوی قوم گرایی مفرط کشانیده است. هم‌چنین در این اواخر آقای شیخ عزیزعلیزاده که در مالستانُ به این اتهام که ایشان منحرف و عضو شاخه افغانی سازمان مجاهدین خلق وبخش فرهنگی آن «کانون مهاجر» بوده‌اند توسط علمای طراز اول مالستان در دوران جهاد محاکمه شدند وحکم اعدام شان صادر گردید وایشان از منطقه متواری شدند. اما از آنجایی‌که آقای سید شاه موسی رضوی - وکیل سابق در ولسی جرگه ویکی از رهبران سابق حرکت اسلامی افغانستان- در راس امضاکنند گان این محاکمه بودند آقای علیزاده به گونه‌ای با همه سادات عقده پیدا نمودند وخواستند با فرافگنی موضوع سیدگرایی رامانند سلفش آقای مبلغ به موضوغ داغ روز تبدیل نماید وگر نه هیچ مسئله‌ای بین سادات وهزاره وجود نداشته وهمه برادر وار در جامعه شیعی مان زندگی نموده‌ایم وخواهیم کرد؛ و اما نزاعی که برسر اقتدارسیاسی ازآن یادنموده‌اند نیز اختصاص به سید وهزاره ندارد، چه سید وچه هزاره اگر قابلیت‌های برای زعامت داشته به حکم عقل ومنطق باید برسر اقتدار قرار بگیرد. در گذشته وحال، ملت ما هیچگاه از وجود یک زعیم صالح به خاطر سید یا هزاره بودنش نارضایتی نشان نداده وحتی در ذهن شان خطور نمی‌کرده که فلان شخص سید است و باید نباشد و به جایش هزاره باشد یا بالعکس. درادامه نوشته ایشان آمده که: «بنابر اظهارات دو تن ازعلمای اهل خبره که شاهد صحنه بوده‌اند (استاد خادم حسین بیانی و شیخ اسحاق اخلاقی) وقتی آقای واعظ به کابل آمد یک باره توّجه مردم را به خود جلب کرد و انبوه وجوهات به سمت او سرازیر شد تا آن‌جا که اعتراض دیگرعلمای کابل اعم از سادات، هزاره و قزلباش را برانگیخت. اما آقای واعظ به این اعتراضات توّجه نکرده و به کار شان ادامه داد و...» به راستی چه عاملی باعث شده بود که آقای واعظ توجه مردم را به خود جلب نموده بود؟! آیا ایشان نعوذبالله سحر وجادو بلد بودند یا این‌که عالم بودن وسطح بالای علمی ایشان سبب شده بود تا مورد اقبال عمومی قرار بگیرند؟! بطور قطع ایشان به اعتراف علمای داخل وخارج، عالم منحصر به فردی بودند که تاریخ علمی شیعیان افغانستان کمتر کسی راسراغ دارد که از نظر فقه وسایرعلوم اسلامی نظیرایشان باشد. ثانیاً چرا به قول نویسنده برخی علمای کابل در برابر ایشان به اعتراض پرداختند؟ آیا دلیل این اعتراضات جز مسایل شخصی وحسادت فردی چیز دیگری می‌تواند باشد؟ ثالثاً ایشان خود معترفند که بسیاری علمای کابل اعم از سادات وهزاره وقزلباش معترض بودند، پس موضوع سادات‌گرایی وهزاره‌گرایی نبوده بلکه موضوع، حسادت‌های فردی بین ایشان وعده‌ای از علمای آن دوره بوده که ربطی به مسئله سادات وهزاره ندارد. درا دامه ایشان نوشته‌اند که: «فشرده سخن علمای هزاره این بود که سادات هزاره، معتقد به برتری نژادی هستند و این نکته به شکل‌های مختلف در جامعه هزاره بروز یافته است؛ و فشرده سخنان علمای سادات این بود که هزاره‌ها، مغول‌گرا، ضد سادات (= ضد مذهب) و دارای افکار انحرافی می‌باشند. ماجرا همچنان ادامه یافت تا این که کودتای ۷ ثور به غائله خاتمه داد.» این سخن ایشان هم پذیرفتنی نیست که سادات وهزاره این‌گونه عقیده‌ای نسبت به هم داشته باشند. نه سادات معتقد به برتری نژادی هستند ونه هزاره‌های متدین ومعتقد، نسبت به آنان چنین نظریه‌ای دارند. منظور علیزاده از علمای هزاره که سادات را نژادپرست می‌دانستند چه کسانی هستند چرا آن‌ها را معرفی نمی‌کند و سندی از گفته و نوشته وعملکرد آنان ارائه نمی‌دهد. علمای بزرگ هزاره در آن زمان آیت الله محقق کابلی، آیت الله شیخ نوراحمد تقدسی، آیت الله شیخ سلطان ترکستانی، آیت الله شیخ عزیزالله غزنوی و .. بودند که چنین عقیده نداشتند و سادات را احترام می‌کردند. آیت الله محقق و تقدسی الحمدلله در قید حیات هستند چنین اعتقادی ندارند بلکه این دو بزرگوار حتی به عوام سادات احترام دارند و آیت الله تقدسی دست آن‌ها را می‌بوسد. پس چرا علیزاده دروغ می‌گوید و برخی‌ها بدون تحقیق باور می‌کنند؟ اگر منظور علیزاده روشنفکران کمونیست و التقاطی که در لباس طلبه مانند خودش درآمده‌اند باشد در آن صورت وی حق به جانب است. الله محقق کابلی و آیت الله نوراجمد تقدسی و آیت الله شیخ عزیزالله الله با این وضعی که سکولارها و التقاطی‌های فاشیست ایجاد کرده‌اند اگر بعضی ار افراد سادات عکس‌العمل‌های در برابر برادران هزاره شان داشته‌اند ازباب مقابله به مثل بوده نه واقعیت‌های عینی وحقیقی وحساب هزاره‌های منحرف وهمچنین سادات کوته نظر ومنحرف از سایرین جداست وایشان هم خوشبختانه به این موضوع عقیده مندند که «سادات که در درون جامعه هزاره زندگی می‌کنند هویت هزارگی دارند.» تأکید من هم روی همین مسئله است. واماموضوع خمس که ایشان قبلاً هم درین باره قلم فرسایی نموده‌اند باید در محافل فقهی تشیع مورد مداقه قرار بگیرد ومن وایشان شاید صلاحیت این بحث‌ها را نداشته باشیم ومتخصصین فقه واصول ومرجعیت شیعه عهده داراین مبحث بوده وخواهند بود وافرادی چون شیخ انصاری‌ها وآخند خراسانی‌ها وشیخ مفیدها و... آنقدر بی‌مبالات نبوده‌اند که موضوع به این عظمت را در فقه شیعی لاینحل ومشتبه بگذارند تا روشنفکر مآبان امروز آنرا ملغمه روز مرهٔ شان قرار داده و در یکی از فروعات مذهب شبهه ایجاد نمایند. در خاتمه موکداً و بدون غرض ورزی شخصی باید بگویم که این موضوع آنقدرمسخره آمیز است که هیچ وجدان بیدار وآگاه در جامعه تشیع آنرا نمی‌پذیرد واتهامات وارده ازجانب مخالفان سادات که عده‌ای بسیار محدود هستند تشبث بالحشیش است، مثلاً گفته‌اند که سادات به هزاره‌ها دختر نمی‌دهد که خلافش ثابت شده است ودیگر اینکه چرا دست سید را می‌بوسند که این عمل هم اجباری از ناحیه سادات برهزاره‌هاتحمیل نشده وصرفا نوعی احترام به ائمه اطهار محسوب می‌شود وهزاره‌های متدین ومعتقد، سادات را به خاطر نسبت شان با اهلبیت پیامبر یادگاران نسبی ائمه می‌دانند واین هیچ ارتباطی با برتری نژادی ندارد، بلکه نشانگرعلاقه شدید هزاره هانسبت به ائمه شان می‌باشد. وانگهی سنت دست بوسیدن اختصاصی به سادات ندارد. مردم دست پدر و مادر و بزرگتران شان و بخصوص دست علما چه سید و چه هزاره را می‌بوسند. بسیاری از سادات دست علمای هزاره را بوسیده و می‌بوسند.
کد مطلب: 12757
 


 
حسين
۱۳۸۹-۰۹-۰۳ ۲۱:۱۹:۰۰
واقعا نشان دادي که مغز متفکر هزاره را هدف گرفته‌اي يعني اسماعيل مبلغ. و نشانه بغض شما به رکن رکين هزاره است. (1441)
 
احمد
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۱۲ ۰۷:۴۳:۴۸
آفرین (17571)
 
ایران
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۱۲-۰۸ ۲۲:۳۵:۵۰
خو نیست بجای نخواهم رسید (18123)
 
یحیی
Australia
۱۳۹۷-۱۲-۰۲ ۰۹:۰۸:۴۰
نسبتتان به ائمه اطهار و اولاد پیغمبر خودش باعث فخرفروشی شده. یعنی در موضع بالاتر. ونژاد برتر.
یادت باشد اگر در دنیای آخرت هم از کارهای که کردی می پرسد نه از کدام قوم که بودی. (18950)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل