«عملیات مشترک» و تجربه جنگ در افغانستان /بخش اول

تاریخ انتشار : يکشنبه ۹ حوت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۷
«عملیات مشترک» و تجربه جنگ در افغانستان /بخش اول
تحلیلگران مسائل امنیتی معتقدند، عملیات گسترده نیروهای ناتو و افغان تحت عنوان «عملیات مشترک» که در جنوب افغانستان جریان دارد، وضع امنیتی در این منطقه از افغانستان را تغییر نخواهد داد.
«پیتر برگن» تحلیلگر مسائل امنیتی به شبکه سی.ان.ان گفت: انجام عملیات گسترده نیروهای ناتو در این منطقه باعث خواهد شد تا طالبان به ولایت قندهار، ولایت همجوار با ولایت هلمند منتقل شوند.
این تحلیلگر امنیتی به این نکته اشاره کرد که در حقیقت رهبران اصلی طالبان در قندهار حضور دارند و از این ولایت به هلمند رفت و آمد می‌کنند.
سی.ان.ان گزارش داد؛ بسیاری ولایت هلمند را پایگاه اصلی طالبان دانسته و آن را مهمترین مرکز درآمد مالی این گروه به دلیل فروش مواد مخدر، به حساب می‌آورند.
برگن به سی.ان.ان گفت: شاهد خواهیم بود که پس از پایان یافتن عملیات مشترک، وضع امنیتی در جنوب افغانستان تغییر نخواهد کرد.
سی.ان.ان این سئوال را مطرح کرد که آیا پس از انجام این عملیات، دولت افغانستان قادر خواهد بود کنترل خود بر گروه طالبان را ادامه دهد؟ این شبکه یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های دولت افغانستان را تلفات غیر نظامیان در این عملیات دانست.
سی.ان.ان همچنین این سئوال را مطرح کرد که طالبان چه زمان دست به انتقام جویی خواهد زد و همچنین نگرانی نیروهای خارجی حاضر در این عملیات را مورد توجه قرار داد.
هدف اصلی این عملیات، پاکسازی بخش های «نادعلی» و «مارجه» در ولایت هلمند از نیروهای طالبان اعلام شده و ناتو چند روز پیش گفت که کنترل مارجه را به دست گرفته است. در این عملیات در مجموع ۱۵ هزار نظامی انگلیسی، آمریکایی و افغان شرکت دارند و بزرگترین عملیات نیروهای خارجی در افغانستان از سال ۲۰۰۱ تاکنون به شمار می‌رود.
استفاده گسترده از بالگردهای جنگی و ترابری و نفربرهای زرهی از جمله ویژگی‌های این عملیات نظامی است.
سی.ان.ان با اشاره به کار گذارده شدن بمب‌های کنار جاده‌ای و سایر مواد انفجاری در جاده‌های این منطقه، از افزایش شمار تلفات نیروهای خارجی در این عملیات خبر داد.  حمله به چه قیمتی
در همین حال، شبکه ۵ فرانسه در گزارشی، عملیات مشترک ناتو و ارتش افغانستان در جنوب را زیر سئوال برد.
در این گزارش آمده است، فرماندهی نیروهای ائتلاف در افغانستان اعلام کرد که نیروهای ناتو توانسته‌اند به پیروزی‌های بزرگی در ولایت هلمند  دست یابند، اما این پیروزی به چه قیمتی به دست آمده است؟ بسیاری از غیرنظامیان در این عملیات آسیب دیده و خانه و کاشانه خود را از دست داده‌اند.
بیش از ۷۰۰ خانواده افغان راهی اردوگاه‌های غیرنظامیان در جنوب افغانستان شده‌اند و از هیچگونه امکانات اولیه‌ای برخوردار نیستند.
تمامی این افراد در چند هفته گذشته از بیم عملیات ناتو علیه طالبان از شهرهای مختلف ولایت هلمند فرار کرده و به این محل‌ها پناه برده‌اند.
یک آواره افغان در این باره می‌گوید: «نبرد ناتو علیه طالبان همه چیز را در منطقه ما از بین برده است.
ما دیگر کشتار نمی‌خواهیم. ما دیگر بمباران نیروهای ناتو را نمی‌خواهیم.» یک افغان دیگر می‌گوید: «بمباران بی‌امان نیروهای خارجی، تمامی منطقه و زندگی ما را ویران کرده است.  اشتباهات مشترک
در چنین شرایطی، فرمانده سابق نیروهای شوروی در افغانستان به غرب توصیه کرد که با طالبان متحد شود.
«روسلان اوشوف»، فرمانده سابق نیروهای شوروی سابق که عنوان قهرمان شوروی را نیز به خود اختصاص داده است، بین سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ به عنوان رئیس‌جمهوری اینگوشتیا مشغول به کار بود.
وی در گفت‌وگو با روزنامه «دی تسایت» آلمان اظهار داشت: اعزام سربازان بیشتر به افغانستان برای این کشور پیروزی به همراه نخواهد آورد.
به متن مصاحبه صورت گرفته با وی در ادامه، نگاهی می‌اندازیم: * آیا می‌توان گفت که جنگ افغانستان آغازی برای پایان شوروی سابق بود؟
** من فکر نمی‌کنم که این طور باشد. مشکلات سیاسی داخلی، ‌سیاست در عرصه بین‌المللی و مشکلات اقتصادی که وجود داشت، شرایط اضمحلال شوروی سابق را فراهم آورد. با این وجود جنگ افغانستان بار بزرگی بر دوش این کشور بود. * ناتو نیز از نه سال گذشته در افغانستان می‌جنگد. آیا غرب و به ویژه آمریکا از اشتباهاتی که شوروی سابق در این کشور مرتکب شد، درس گرفته‌اند؟
** ناتو اشتباهات بسیاری در افغانستان انجام می‌دهد و اغلب این اشتباهات همانند اشتباهاتی است که ما انجام دادیم. * مثال بزنید؟
** برای مثال افغان‌ها نمی‌توانند حضور مسلحانه‌ را در این کشور تحمل کنند. این مساله را تاریخ به کرات ثابت کرده است. علاوه بر این، حضور ما در افغانستان به این دلیل با شکست روبرو شد که تلاش کردیم افغان‌ها را وادار به پذیرش سبک زندگی و ارزش‌های خود کنیم.
برای مثال، ما در این کشور، اتحادیه جوانان کمونیست‌، یک سازمان پناهندگان و یک حزب طبق الگوی شوروی سابق ایجاد کردیم. شما نیز در شرایط فعلی مشغول پیاده کردن راه‌حل‌های قبلی ما هستید.
جدایی دین و سیاست در حالی در افغانستان مطرح می‌شود که افغان‌ها مردمی مذهبی هستند. غرب نیز اشتباهات مشابهی را انجام می‌دهد.
علاوه بر این، غرب امکان توسعه این کشور را آن هم توسط مردم این کشور، از افغان‌ها گرفته است. من فکر می‌کنم که استقرار حدود ۱۰۰ هزار سرباز غرب در افغانستان، بسیار زیاد است. * این تعداد قرار است بیشتر نیز بشود. آلمان نیز با تبعیت از استراتژی جدید اوباما در افغانستان قرار است سربازان بیشتری را به این کشور اعزام کند. سربازانی که قرار است بیشتر به بازسازی افغانستان و توسعه بخش غیرنظامی مبادرت ورزند. این استراتژی، واگذاری تدریجی مسئولیت به افغان‌ها را نیز پیش‌بینی می‌کند. این استراتژی چگونه می‌تواند با موفقیت همراه ‌شود؟
** ما در نقطه اوج جنگ افغانستان حدود ۱۲۰ هزار نیرو در افغانستان مستقر کرده بودیم و با این امید که تغییری حاصل شود، به تعداد نیروهای خود می‌افزودیم. جامعه بین‌المللی باید کمک‌های خود را به افغانستان، محدود به ایجاد زیرساخت‌های دولتی و تقویت اقتصاد افغانستان کند.
غرب نباید ساختار یا قانون اساسی را که منطبق با ارزش‌های غرب است به این کشور تحمیل کند. اگر افغان‌ها داشتن «لویه جرگه» را بهتر از پارلمان می‌دانند، این مساله فقط به خود آن‌ها مربوط است. مشابه آن، این مساله است که افغان‌ها خود تصمیم گیری کنند که طبق حقوق شهروندی غرب زندگی کنند یا قوانین شریعت. جامعه بین‌المللی همچنین احتیاج به نگرانی برای افغانستان و مراقبت از این کشور ندارد، چرا که افغانستان از سوی هیچ یک از کشورهای همسایه‌اش تهدید نمی‌شود. * و تهدید تروریسم و تروریست‌ها چه می‌شود؟
**مبارزه با تروریسم، مفهومی بسیار گسترده است که مفاهیم و مضامین دلخواهی به آن اطلاق شده است. در شرایط فعلی، در حالی طالبان به عنوان تروریست به حساب می‌آید که این گروه بخشی از مردم افغانستان است.
بخشی از مردم افغانستان که مواضع رادیکالی دارد و خواهان زندگی افغان‌ها طبق قوانین شریعت است. در هر صورت و با هر تعریفی، باید با تروریسم با ابزار دیگری مبارزه کرد؛ با نیرو‌های ویژه، اقدامات عملی و بررسی‌ها و بازجویی‌های مخفیانه نه با سلاح غرب. اما غرب دقیقا به برخورد مسلحانه روی آورده و در بعدی وسیع نیز حمله هوایی در پیش گرفته است. این مساله، رنج و دردسرآفرینی برای غیرنظامیان را به دنبال داشته است. از این رو غیرنظامیان به طرفداری از طالبان روی می‌آورند. * عملیات ناتو در پاییز سال ۲۰۰۱، یعنی زمان شروع آن، با استقبال بسیاری روبرو شد. افغان‌ها، ناتو را عامل رهایی بخش و برپا‌کننده نظم در کشور خود می‌دانستند. همان طور که در سال ۱۹۷۹ سربازان ارتش سرخ بعد از سقوط پادشاه این کشور در سال ۱۹۷۳ به ثبات افغانستان کمک کردند. شروع نارضایتی از حضور نیروهای خارجی در افغانستان از چه زمانی آغاز شد؟
* * ما به طور سنتی دارای بهترین روابط با افغانستان هستیم. ما در این کشور زیرساخت‌ها و صنایع بسیاری تاسیس کرده بودیم، با این وجود تمامی مردم این کشور علیه ما ایستادند؛ همانطور که اکنون در مقابل ناتو ایستاده‌اند. ایستادگی آن‌ها در برابر، ما درست زمانی آغاز شد که ما شروع به دخالت در سیاست داخلی افغانستان کردیم. * ناتو در مقایسه با شوروی سابق از محبوبیت کمتری در بین افغان‌ها برخوردار است. چرا؟
* * ما از کمک خود به افغان‌ها اطمینان داریم. * غرب نیز همین کار را می‌کند؟
** شما اکنون با طالبان که بخشی از ملت افغانستان است در حال جنگ هستید. * شوروی سابق نیز علیه مجاهدین به عنوان بخشی از ملت افغانستان جنگید.
** فقط ۱۵ درصد از نیروهای ما در افغانستان مشغول جنگ بودند. ۸۵ درصد نیروهای ما بیشتر به حفاظت از آواره‌ها و ایجاد زیرساخت‌های این کشور مشغول بودند. علاوه بر این، ما با هدف پیروزی درافغانستان نبودیم، بلکه حفظ و نگهداری و بهبود زندگی اجتماعی هدف ما بود. * غرب نیز در سال‌های اخیر به تیم‌های بازسازی افغانستان تکیه کرده است. آیا این استراتژی اشتباه است؟
** هدف اصلی عملیات ضد ترور ناتو، ایجاد و حفظ ثبات است یا چیز دیگری؟ اگرحفظ ثبات وامنیت است، غرب باید با طالبان به وحدت و اتحاد برسد. *‌ تحت چه شرایطی؟
** این مساله در مذاکره با طالبان روشن خواهد شد که آن‌ها چه می‌خواهند. فقط در این صورت افغانستان به یک کشور تبدیل می‌شود. در حال حاضر افغانستان به منطقه تحت مدیریت و سرپرستی نیروهای بین‌المللی تبدیل شده است. جامعه بین‌المللی باید افغان‌ها را مجبور به صلح و آشتی ملی کند. * آیا اصلا ثبات و دموکراسی را می‌توان با هم و به شکل توأمان داشت؟
** بستگی دارد که درک و فهم ما از دموکراسی چه باشد. هر ملتی شکل تاریخی رو به رشدی از دموکراسی را داراست. اجازه دهید که افغان‌ها خود به تنهایی انتخاب کنند که خواهان سیستم حقوقی اسلامی هستند یا نه. دموکراسی به معنای داشتن امکان انتخاب بین گزینه‌های مختلف است. * یعنی غرب باید دموکراسی تاریخی تدریجی و رو به رشد افغان‌ها را درک کند و بپذیرد؟
** بله و همچنین فرهنگ، مذهب و رسوم اختصاصی افغان‌ها را. ببینید من یک اینگوش هستم. طبق قوانین اینگوش‌ها من اجازه ندارم که کنار پدر خود بنشینم، بلکه باید در حضور وی بایستیم. به خاطر همین من بسیار لائیک هستم. این که ما با این قضیه چه طور کنار بیاییم به خودمان مربوط است و اجازه نمی‌دهیم که کسی ما را در این مورد مجبور کند. * همکاری نزدیک‌تر روسیه و ناتو در قبال افغانستان و افغان‌ها چگونه تغییر می‌کند؟
** روسیه و کشورهای شوروی سابق در آسیای مرکزی دارای پتانسیل نفوذ بسیار زیادی هستند. بسیاری از افغان‌ها در شوروی سابق آموزش دیده‌اند و بسیاری نیز روسی صحبت می‌کنند. * به همین دلیل آندرس فوگ راسموسن، دبیرکل ناتو، در دیدار از مسکو به طور رسمی خواهان فعالیت جدی‌تر روسیه در عملیات ضد ترور ناتو در افغانستان شد. شکل این همکاری چگونه خواهد بود؟ البته منظور ما چیزی بیشتر از بهتر شدن وضع پشتیبانی‌های ترانزیتی و حمل و نقل از سوی روسیه است. ** اگر در کار ترانزیت مشکلاتی پیش آمده است، باید دراین مورد مذاکره شود.
* آیا شما می‌توانید مشارکت و دخالت مستقیم روسیه را در عملیات ضد ترور ناتو در افغانستان متصور شوید؟ ** چنین مشارکتی وجود نخواهد داشت. این مساله را «پاتووشوف»، هماهنگ‌کننــده شورای امنیت ملی روسیه اخیرا اظهار داشت.
طبق اظهارت وی، هیچ نیروی سیاسی و هیچ مادری با اعزام نیروهای روسی به افغانستان موافقت نخواهد کرد.  
 
کد مطلب: 10112
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل