تاریخ انتشار :شنبه ۱۴ حوت ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۵۸
کد مطلب : 99290
اکنون که در روزهای پایانی قرن 14 و در آستانه ورود به قرن 15 شمسی قرار داریم نیاز به صلح و امنیت در افغانستان بیش از پیش احساس می شود زیرا که مردم دیگر توان تداوم خشونت و بحران در کشور را ندارند و بحران افغانستان نباید به قرن 15 کشیده شود.
از ژنو تا دوحه، توافقنامه‌هایی که منجر به صلح در افغانستان نشدند
افغانستان در نیم قرن اخیر دچار بحران شدید سیاسی بوده و دو بار مورد تجاوز دو ابرقدرت شرق و غرب یعنی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است.

تجاوز نیروهای ارتش سرخ شوروی به افغانستان در حمایت از حکومت کمونیستی حاکم بر کابل و برای جلوگیری از سقوط آنها و اهداف توسعه طلبانه اتحاد جماهیر شوروی در تاریخ 6 جدی/دی 1358 انجام گرفت و حدود 9 سال طول کشید که بیش از یک میلیون شهید و میلیون‌ها مجروح، معلول و آواره بر جای گذاشت اما هیچ سودی برای رژیم و اتحاد جماهیر شوروی نداشت و باعث شد که جنگ در افغانستان تشدید پیدا کرده و پای قدرت‌های فرامنطقه‌ای بویژه ایالات متحده آمریکا را به عرصه نبرد افغانستان باز کند.

با تشدید قیام‌های مردمی در افغانستان و سرازیر شدن انواع سلاح‌های مدرن غربی کار برای سربازان شوروی سخت گردید و تلفات زیادی را بر آنها وارد ساختند و از طرفی آنها نتوانستند شورش مجاهدین را سرکوب و امنیت را به افغانستان
بازگرداند بلکه موجب نا امنی بیشتر گردیدند.

از طرفی طولانی گردیدن و فرسایشی شدن جنگ افغانستان بار مالی زیادی را بر اقتصاد ضعیف اتحاد جماهیر شوروی تحمیل کرد و آن را به سمت ورشکستگی سوق داد.

این عوامل باعث شد که اتحاد جماهیر شوروی به فکر برون رفت از گرداب افغانستان و رهایی از تله خطرناک قدرت‌های رقیب بیفتند و نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج سازند. و مذاکرات ژنو میان دولت کابل، پاکستان، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا بهترین راه برای خروج آبرومندانه نیروهای نظامی شوروی از افغانستان بود.

سر انجام بعد از 41 دور مذاکرات فشرده بین مقام‌های دولت وقت افغانستان، پاکستان، شوروی و آمریکا با میانجیگری دیه‌گو کوردوویز نماینده ویژه سازمان ملل در امور افغانستان توافقنامه‌ ژنو در تاریخ 25 حمل/فروردین 1367 برابر با ۱۴ اپریل ۱۹۸۸ به امضا رسید تا زمینه خروج نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان فراهم گردد و این نیروها ظرف مدت 9 ماه افغانستان را ترک نمایند.

این توافقنامه‌ها را دولت‌های وقت افغانستان و پاکستان به عنوان طرف‌های اصلی و آمریکا و شوروی به عنوان "ضامن" و "ناظر" امضا کرده‌اند.

عنوان کلی این توافقات "موافقتنامه دو جانبه بین جمهوری افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان درباره اصول روابط دوجانبه، به‌ویژه درباره عدم دخالت و عدم مداخله" است.

موضوع خروج نیروهای شوروی در یکی از موافقتنامه‌های فرعی این توافقات زیر عنوان "موافقت درباره روابط متقابل برای حل وضعیت مرتبط با افغانستان" مطرح
شده است.

در بخشی از بند پنجم این سند آمده که جمهوری افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی توافق کردند که "نیروهای خارجی" در ظرف نه ماه از افغانستان بیرون شوند.

هرچند که با امضای این توافقنامه نیروهای نظامی شوروی از افغانستان خارج شدند اما متأسفانه این توافقنامه منجر به صلح در افغانستان نگردید و اصلا موضوع صلح افغانستان در این موافقتنامه مسکوت ماند و گروه‌های جهادی به عنوان اصلی ترین دشمن و طرف دولت کابل و اتحاد جماهیر شوروی در این مذاکرات غایب بودند.

پس از خروج شوروی و در پی آن سقوط دولت کابل و آغاز جنگهای داخلی بر سر قدرت و در نتیجه ظهور طالبان و اتفاقات بعد از آن از جمله حمله تروریستی به ساختمان‌های مرکز تجارت جهانی در نیویورک موجب شد که این بار پای آمریکا به افغانستان باز شود و ایالات متحده آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم و نابودی القاعده به افغانستان لشکر کشی نماید.

تجاوز نظامی آمریکا و متحدانش به افغانستان هرچند که به سقوط حکومت طالبان منجر شد اما احساسات ضد اشغالگری را در میان مردم افغانستان شلعه ور ساخت که به طولانی شدن جنگ و تشدید بحران افغانستان انجامید.

آمریکا نیز پس از 20 سال جنگ توفیقی حاصل نکرد و تلفات زیادی را متحمل گردید و از طرفی با توجه به وخامت اوضاع اقتصادی آمریکا هزینه‌های حضور در افغانستان و تداوم جنگ بردوش دولت آمریکا سنگینی می کرد لذا این کشور نیز مجبور گردید به فکر ترک افغانستان برآید لذا مذاکرات دوحه را با طالبان
آغاز کردند.

مذاکرات دوحه میان هیأت آمریکایی به رهبری زلمی خلیل زاد نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان و هیأت طالبان به رهبری ملا عبدالغنی برادر پس از یک سال گفتگو سر انجام در تاریخ 10 حوت/اسفند 1398 برابر با 29 فبروری 2020 میان ملا عبدالغنی برادر و زلمی خلیل زاد به امضا رسید.
مفاد این توافقنامه شامل «خروج تمام نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان»، «تعهد طالبان برای جلوگیری از فعالیت القاعده در مناطق تحت کنترل‌شان» و «مذاکرات بین طالبان و دولت افغانستان» بود.

بزرگترین نقطه ضعف این توافقنامه نیز غیبت نمایندگان دولت افغانستان به عنوان یکی از طرفین دعوا در این مذاکرات بود که به شکست روند صلح منجر گردید و با تصرف کابل به دست طالبان افغانستان وارد مرحله جدیدی از بحران گردید.

اکنون که در روزهای پایانی قرن 14 و در آستانه ورود به قرن 15 شمسی قرار داریم نیاز به صلح و امنیت در افغانستان بیش از پیش احساس می شود زیرا که مردم دیگر توان تداوم خشونت و بحران در کشور را ندارند و بحران افغانستان نباید به قرن 15 کشیده شود.

از این رو منافع ملی ایجاب می کند که رهبران طالبان و رهبران جبهه مقاومت هرطور شده وارد گفتگوهای سازنده شوند و زمینه تشکیل یک حکومت فراگیر ملی بر اساس شایسته سالاری را که در آن حقوق شهروندی همه اتباع کشور رعایت شوند و همه از حقوق مساوی و برابر برخوردار باشند فراهم نمایند.
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
http://payam-aftab.com/vdciura3.t1a332bcct.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما