تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱۹ جدی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۴۸
کد مطلب : 959
قربانی اصلی سیه روز ششم جدی مردم مظلوم و محروم افغانستان است که هنوز در منجلاب پیامدهای اشغال افغانستان دست و پا می‌زنند.
افغانستان؛ از اشغال خرس قطبی تا تجاوز یانکی / سید محمدباقر مصباح زاده
قربانی اصلی سیه روز ششم جدی مردم مظلوم و محروم افغانستان است که هنوز در منجلاب پیامدهای اشغال افغانستان دست و پا می‌زنند.
سیه روز ششم جدی سال ۱۳۵۸ در تاریخ افغانستان روز فراموش ناشدنی است، اما حالا آن را فراموش کرده‌اند و حتی گروه‌ها و شخصیت‌های موسوم به جهادی ذکری از آن به عمل نمی‌آورند. آن‌ها شاید حق داشته باشند که شومی آن روز شوم را فراموش کنند، چون آن روز نه تنها برای آنها قباحتی ندارد بلکه از مرحمت آن به ثروت و شهرت، قدرت و مقام دست یافتند. قربانی اصلی سیه روز ششم جدی مردم مظلوم و محروم افغانستان است که هنوز در منجلاب پیامدهای اشغال افغانستان دست و پا می‌زنند. در این نوشته تحلیل مفصل پیامدهای اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق ممکن نیست، تنها به سرفصل‌های مهم آن نگاهی مختصری انداخته می‌شود تا نسل‌های امروز و فردا تاریخ مبارزات پیشینیان شان را فراموش نکنند.

تثبیت بی‌ثباتی

اولین پیامد ویرانگر اشغال افغانستان توسط روسها تثبیت بی‌ثباتی در افغانستان بود. حزب دموکراتیک خلق و افسران کمونیست وابسته به مسکو از بدو کودتای هفتم ثور سال ۱۳۵۷ افغانستان را بی‌ثبات ساختند، گرچه قبل از آن هم به دلیل نفوذ کمونیست‌ها درارتش، حالت آرامش قبل از طوفان درکشورما حاکم بود. لشکر کشی روس‌ها درافغانستان و تحمیل رژیم دست نشانده، تیر خلاص را بر پیکر نیمه جانِ ثباتِ این سرزمین خالی کرد. از آن پس جنگ و خونریزی به اشکال مختلف و به بهانه‌های مختلف با جنگ سالاران مختلف در سرتاسر افغانستان گسترش یافت. جنگ و نا امنی جاری نیز ریشه در گذشته داشته و از پیامدهای تجاوز شوروی سابق و حاکمیت تحمیلی کمونیست‌ها به شمار می‌رود.
هرج و مرج و جنگ‌های خونین تنظیمی و قومی بعد از سقوط رژیم کمونیستی مردم را به تنگ آورده بود و به دنبال راه چاره‌ای می‌گشتند که درسایهٔ آن حد اقل نفس بکشند. پاکستان با حمایت انگلیس، آمریکا و عربستان با استفاده از فرصت، طرح ایجاد گروه طالبان را اجرا کرد و با این کار وضعیت به شکل دیگری تغییر یافت. مردم افغانستان سرکوب شدند، اما این بار وضعیت نه تنها برای بخشی بزرگی از مردم افغانستان بلکه برای آمریکا و متحدان غربی اش نیز تحمل ناپذیر شد.
آمریکا بعد از حادثهٔ یازدهم سپتامبر دهل مبارزه با تروریزم، مواد مخدر و تأمین امنیت در افغانستان و منطقه را به صدا درآورد و جنگ صلیبی علیه مسلمانان را با لشکری به افغانستان آغازکرد. نیروهای هوادار غرب در افغانستان به رقص و پایکوبی پرداختند و کشورهای منطقه و مردم افغانستان نیز امیدوار شدند که آمریکا و قدرت‌های بزرگ غربی با ساز و برگ نظامی و امکانات وسیع اقتصادی، اطلاعاتی، تبلیغاتی وسیاسی که دراختیار دارند مشکل افغانستان را درمدت کوتاهی حل می‌کنند، اما چنین نشد. حالا که بیش از پنج سال از آغازجنگ صلیبی قرن بیست و یک می‌گذرد نا امنی وخشونت رو به گسترش است و هر ماه ده‌ها زن ومرد مسلمان افغان دراثر بمباران‌های ناتو و بمب گذاری‌های طالبان به خاک و خون می‌غلطند. آمریکا با تیر و ترکش و مخالفان دولت با کارد و شمشیر، مردم ما را قطعه قطعه و مثله می‌کنند و دیگر هیچ !! خدا می‌داند که تاکی اشک‌های یتیمان، بیوه زنان و پدران و مادران داغدار ما برگونه‌های زخم خوردهٔ شان جاری خواهدبود ؟!.

فروپاشی ساختارها

دومین پیامد زیانبار سیه روز ششم جدی فروپاشی ساختارهای سیاسی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی افغانستان به شمار می‌رود. این ساختارها هنوز بازسازی و تثبیت نشده‌اند. یکی ازدلایل مهم ناکامی دولت آقای کرزی و کشورهای غربی به رهبری آمریکا در امر احیای ساحتارهای افغانستان عمق ویرانی‌های جبران ناپذیراین ساختارها است.
با کوتای کمونیستی و اشغال افغانستان توسط روس‌ها جریان ساختارسازی ملی افغانستان از نظراجتماعی که به کندی در حال شکل گرفتن بود نه تنها متوقف شد بلکه با برجسته شدن تفاوت‌های قومی، زبانی، فرقه‌ای و منطقه‌ای به عقب برگشت. شکسته شدن مرزهای جغرافیایی پیوند سرزمین‌ها و اقوام دو طرف مرزها در جنوب و شمال افغانستان را به ضرر تمامیت ارضی و وحدت ملی نا متوازن و دگرگون ساخت.

بین‌المللی شدن بحران افغانستان

افغانستان باتوجه به ضعیف بودن عناصر موجد ملیت در این کشور و مشکلات ناشی از ساختار ژئوپلتیک این سرزمین، توان تحمل دخالت خارجی را ندارد. تجربه هم نشان داده است که بحران افغانستان با دخالت خارجی آغاز شده و با گسترش دخالت خارجی‌ها و افزایش بازیگران خارجی گسترش یافته است. آنانی که عامل ادامهٔ بحران افغانستان تنها کشورهای همسایه را می‌دانستند و چنین می‌پنداشتند که با دخالت سازمان ملل و کشورهای غربی و بخصوص ایالات متحدهٔ آمریکا دست کشورهای مداخله گر منطقه کوتاه شده و مشکل افغانستان حل می‌شود، اکنون که بیش از پنجسال از لشکری آمریکا و متحدان آن و دخالت سازمان ملل در امور افغانستان می‌گذرد شاید به اشتباه خود پی برده باشند. مشکل افغانستان با لشکر کشی آمریکا نه تنها حل نشد بلکه به بحران‌های بین‌المللی دیگر مانند بحران عراق و فلسطین نیز گره خورد و کشورما بیش از پیش صحنهٔ رقابت و بده بستان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقفه‌ای قرار گرفت. دخالت آمریکا بحران منطقه‌ای ایجاد کرد و مشکلات را به مراتب پیچیده‌تر ازگذشته ساخت. درحال حاضر اوضاع کشورهای همسایهٔ آسیای مرکزی مطلوب نیست و این کشورها از بی‌ثباتی پنهان رنج می‌برند، پاکستان دربحران سیاسی و امنیتی به سرمی برد و ایران نیز تحت فشار فزایندهٔ آمریکا و متحدان اروپایی اش قرار دارد. این وضعیت درمنطقه، افغانستان را اگر ثبات هم می‌داشت متأثرمی ساخت چه رسد به این که آتش بحران بیش از دو دهه است که در قلب این سرزمین می‌سوزد.
بعد از تجاوز آمریکا به افغانستان نه تنها جنگ در این کشور بین‌المللی شد، بلکه همهٔ مشکلات افغانستان به نحوی بین‌المللی شد که برخی از آن‌ها را می‌توان چنین برشمرد:
۱- یکی از مشکلات افغانستان را در دوران جهاد و بعد از آن تعدد احزاب و فساد سیاسی عنوان می‌کردند و آن را یکی از مهمترین عوامل نفاق ملی و ادامهٔ بحران تبلیغ می‌کردند. اما بعد از لشکرکشی آمریکا به افغانستان به بهانهٔ دموکراسی، نزدیک به نود حزب را بطور رسمی ثبت کردند که برخی از آن‌ها چیزی فراتر از یک نام نمی‌باشند. با آن هم فراهم شدن زمینهٔ تخریب اعتقادات، ارزشها، فرهنگ و هم گرایی ملی که افغانستان به شدت به آن نیاز دارد به نفع این کشورنیست و به اختلافات، هرج و مرج سیاسی و نفوذ بیگانگان بیشتر از پیش کمک می‌کند.
۲- مواد مخدر یکی دیگر از معضلات اجتماعی و اقتصادی افغانستان بود که طالبان متهم به حمایت از کشت و قاچاق آن می‌شدند، اما با سلطهٔ آمریکا و نیروهای ناتو بر افغانستان نه تنها کشت خشخاش در کشور ما متوقف نشد بلکه آن قدر افزایش داده شد که افغانستان در سال جاری با تولید بیش از ۹۵ در صد مواد مخدر جهان رتبه نخست را کمایی کرده است. این وضعیت، مافیای بین‌المللی را در افغانستان بیشتراز گذشته فعال ساخت و توان افغانستان برای مقابله با پدیدهٔ شوم مواد مخدر را ناچیز ساخت.
۳- فساد مالی و جنایت جنگی یکی از گرفتاری‌های مردم افغانستان بعد از تجاوز شوروی سابق در این کشور بود. این فساد بعد از تجاوز آمریکا و به صدا در آمدن دهل دموکراسی فرا ملی تر شد. دزدان و غارتگران بین‌المللی از طریق سازمان ملل، انجوهای خارجی و کشورهای مختلف جهان درتبانی با مفسدان وغارتگران داخلی تمام پول‌هایی را که کشورهای کمک کننده برای بازسازی افغانستان تخصیص داده بودند به اشکال مختلف غارت کردند و باندهای مافیایی بین‌المللی نیز با ایجاد شرکت‌های امنیتی برای خود شان جان و مال مردم را در معرض خطر قراردادند. از سوی دیگر سربازان خارجی با حملات کور و وحشیانه و بمباران‌های ویرانگر جنایات جنگی بی شماری را مرتکب شدند. جنایات جنگی سربازان آمریکایی و غربی روی جنایتکاران روسی و القاعده را سفید کردند.
آنچه درفوق آمد اشاره‌ای به پیامدهای ویرانگر تجاوز خارجی از سال ۱۳۵۷ تا کنون بود که امید است تحلیگران و آگاهان دلسوز به مردم افغانستان و منطقه بیشتر به آن بپردازند.
(مصباح زاده)
http://payam-aftab.com/vdcgry9y4ak9n.pra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما