تاریخ انتشار :پنجشنبه ۲۵ سرطان ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۴۷
کد مطلب : 7947
راهبردهاوپیشنهادات درمورداصلاح امور- بخش سوم
افغانستان, امروزدرمرحله ای نوینی ازتاریخ خودقرادارد.این کشور که سه دهه جنگ راتجربه نموده دچارمشکلات فراوانی گردیده است که همچنان ادامه دارد.سرنگونی رژیم اقتدارگرای طالبان وشکل گیری دولت جدید براساس همکاری تمام نیروهای داخلی جهت رسیدن به وحدت ملی باهمکاری های دولت های بین المللی فرصت جدیدی است برای این کشورتادرپرتواین تحول جدید سیاستگذاران افغانستان بتوانند برمشکلات فراروی خودفایق شده وازاین زمینه بهره برداری لازم را به انجام رسانند.درافغانستان فعلی انبوه ازمشکلات وجودداردکه نه تنهاباوجودآمدن دولت جدید ازمیان برداشته نشد بلکه درمواردی گسترش وفزونی نیزیافته است؛ضعیف شدن روزبه روزدولت درمقابله بانیروهای طالبان والقاعده برای همگان بوضوح قابل مشاهده است.
مصلحی
۶.توجه ویژه به مقوله فرهنگ وانجام اصلاحات فرهنگی
فرهنگ بخشی دیگری از جامعه است که جایگاه مهم در ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه دارد. فرهنگ است که انسانها را پرورش میدهد, آنان را جامعه پذیر میکند و نحوة برخورد میان شهروندان را سامان میدهد.اهمیت فرهنگ در آن است که این مقوله حاکی از ساختار ذهنی و باورهای عمیق افراد جامعه میباشد. و خود را در قالب رفتار اعضاء جامعه به نمایش میگذارد.دگرگونیهای به وجود آمده در حیطه فرهنگی در افغانستان حاکی از تحول عمیق و جدی است که هم فرصتهای زیادی را به وجود آورده و هم چالشهای جدی را فراروی آنان قرار داده است.لازم است حداقل برای بهبود وضعیت فرهنگی کشوربه دوراهکارزیزتوجه صورت گیرد.
۱-۶. تقویت فرهنگ دینی وبومی درکشور
جهانی شدن فرهنگ غرب، مباحث زیادی را در کشورهای غیر غربی و کشورهای اسلامی بر انگیخته است. در دنیای امروز که ارتباط فرهنگی با سرعت تحقق میپذیرد و سخن از دهکده جهانی به میان می آید، تنها آن دسته از نظامهای فرهنگی میتواند به حیات خود ادامه دهد که از استراتژی، تاکتیک و ابزارهای نیرومند در این خصوص بهرهمند باشد.روند دموکراتیزه شدن دولتها، همراه با گسترش غیر قابل باور، وسایل ارتباط جمعی که همگی به انحاء مختلف مظاهر فرهنگ و تمدن غرب را تبلیغ و ترویج میکند، چالشهای زیادی را فراروی فرهنگهای دینی به وجود آورده است. در این میان کشورهای که روابط نزدیکتری با غرب دارند، در معرض تهدیدهای جدی قرار گرفتهاند. سیر تغییراتی که پس از کنفرانس بن به وجود آمد، جامعه افغانستان را از منظر فرهنگی در مقابل یک شوک عظیم قرار داد. ترویج فرهنگ غربی در افغانستان کنونی به اشکال گوناگونی انجام میشود که تقریباً تمام حیطههای زندگی افغانیها را دربر میگیرد .بسیاری ازرسانه های جمعی افغانستان خواسته یاناخواسته مبلغ فرهنگ خارجی شدند.اگرمردم ودولت افغانستان دراین خصوص تدابیری را به انجام نرسانددرطولانی مدت اثر ات مخرب آن برجامعه افغانستان غیرقابل جبران خواهدبود ازاینرولازم است که درهمین آغاز با اعمال قوانین جلو هرزگی وبی بندوباری های مفرط رسانه های دیداری_شنیداری گرفته شود.
۲-۶.حمایت های جدی ازآموزش وپرورش(معارف )
به نظر می‌رسد بهترین یا شاید تنها راه نهادینه کردن عقلانیت انتقادی یا هر راهکار دیگر درجامعة افغانستان توسعه و نهادینه کردن آموزش، باشد. جای بسی تأسف است که درحالی صحبت از باز سازی کشور می‌شود که مسؤلین کشور توجه جدی به مسألة آموزش ندارند درحالیکه بدون تردید نقطة آغاز هرگونه تحول مثبت در جامعه نهاد آموزش است. به راستی اگر از مسؤلین کشور بپرسیم که چند درصد از بودجة باز سازی به آموزش تعلق دارد چه جوابی خواهند داشت؟ توسعه و نهادینه کردن آموزش نیز از دو راه ممکن است. به بیان دیگر برای رسیدن به این مهم بایستی یک برنامة بلند مدت و یک برنامة کوتاه مدت طراحی شود. برنامة بلند مدت با هدف قرار دادن نسل نو و در حال آموزش، در چارچوب سیاستهای کلان وزارت معارف بایستی گنجانده شود. سیستم آموزشی و متون درسی ما بایستی حاوی عقلانیت انتقادی و ارزشهای لازم برای یک جامعة باز ومتدین  مثل آزادی، برابری ,تدین و...، باشد. که اگر چنین شود حد اقل ذهن نسلهای آیندة افغانستان فارغ از مشکلات موصوف شکل خواهد گرفت و مشکلات نسل معاصر را نخواهند داشت. بنا بر این می‌توان گفت: راه اول نهادینه کردن عقلانیت، از مدرسه می گذرد و حکومت به‌ ویژه وزارت معارف وظیفة ملی و میهنی دارد که به این مهم یعنی توسعه و نهادینه کردن آموزش، توجه خاص نماید. اما راه دوم، رسانه های جمعی( رادیو تلویزیون ومطبوعات) است که در قالب برنامه های کوتاه مدت با هدف قرار دادن نسل معاصر وکهن کشور(جوانان، میانسالان و پیران) بایستی طراحی شود. اما با توجه به بی سوادی عمده افراد این نسلها سنگینی این رسالت به‌دوش رادیو و تلویزیون بیشتر خواهد بود. بنا براین دولت و تمامی نهاد های ذیربط موظف است در توسعة رادیو و تلویزیون و نظارت بر برنامه های آندو، وتعیین خطوط اصلی برنامه های این دو رسانه با توجه به حفظ منافع عمومی ملت و کشور اهتمام جدی داشته باشد. ]عبدالخالق محمدی, چالشهای دموکراسی در افغانستان,فصلنامه گفتمان نو,شماره,زمستان ۱۳۸۶,ص۷۶[
۷.عدالت اجتماعی
ازاساسی ترین اصلاحاتی که باید صورت گیرد عدالت اجتماعی است کاری که درتاریخ سیاسی افغانستان هیچ گاه تحقق نیافته است.عدالت اجتماعی به این معناست که تمام شهروندان درجامعه ازحقوق ومزایای یکسان  برخوردارباشند.اگرچه تمایزواضحی میان عدالت ومساوات وجوددارد ولی در بسیاری ازموارد ایندو هماهنگی تام دارد.درتاریخ سیاسی افغانستان حاکمیت وبهره مندی ازمزایای اجتماعی وملی به یگ گروه خاص تعلق داشته وبسیاری ازشهروندان علی الخصوص اقلیت های قومی محرومیت های فراوانی را تحمل نموده اند.پشتون ها که گروه قومی غالب درکشوراتشکیل داده اند باسایر گروه های قومی میانه خوبی نداشته وحکومت های پشتونی افغانستان امتیازات سیاسی,اجتماعی واقتصادی کشوررادرخدمت این گروه قومی قرارداده است. این روند اگرچه پس ازدوره جهادبه میزانی قابل توجهی دچارتغییر ودگرگونی گردیده است اما به عنوان یک هنجارسیاسی نزدبسیاری ازدولتمردان افغانستان جایگاه خودراحفظ نموده است.
هم اکنون ازسوی مقامات دولتی تلاشهای برای بی اعتبار ساختن مناطق غیر پشتون به منظور جلب حمایت در مناطق پشتون نشین صورت میگیرد. همین امر روشن می سازد که چرا کابل در سخن گفتن روی بی ثباتی آشکار در مناطق جنوب و شرق این قدر مردد بوده است ، اما علائم نگران کنندهً زیادی وجود دارد که مبین عدم مؤفقیت روشن حکومت افغانستان در بدست آوردن حمایت در مناطق مذکور میباشند.  روشن است که سوء قصد به جان اقای کرزی ـ همچنان قتل دو تن از وزرا و بالاخره قتل یک فرستادهً حکومت ، همه و همه درکابل و یا مناطق شرقی و جنوبی کشور ، اتفاق افتاده است.درحالیکه توجه بیشتربه مناطق پشتون نشین صورت میگیرداز آنجائیکه آقای کرزی قصد نمود تا نمایندگی متناسب هزاره هارا در لویه جرگه ( ۶ ) خدشه دار سازد ، هزاره ها بطور فزاینده یی نگران بوده اند. نگرانیهای جدید ناشی از ادعای برخی از اعضای کابینه آقای کرزی در مورد احیای مجدد حقوق علفچر کوچیها بالای سرزمین هزاره ها و سفرآقای کرزی به بامیان است که درجریان آن موصوف از بازدید از قبر های دستجمعی مردم هزاره ، که خیلی هم مستند میباشد ، ابا ورزید. این امر ( یعنی سکوت در مورد کشتار جمعی مقاومت کنندگان ملکی در مناطق هزاره توسط طالبان ) با فراخوان مکرر نامبرده برای تحقیقات روی به اصطلاح کشتار جمعی جنگاوران طالبان در تناقض قرار دارد. ] جنگ تمام ناشده درافغانستان,گاهنامه بنیادانکشاف آسیایی میانه,اپریل۲۰۰۳,درwww.ariayemusic.com/ketab/jang.htm [
درحالیکه بسیاری ازعوامل ناامنی مربوط به جنوب وشرق افغانستان میباشد,دولت افغانستان پروژه های سازندگی رانیزدراین مناطق هدایت نموده است.بازسازی مناطق مرکزی که به اقلیت قومی هزار ه اختصاص دارد به فراموشی گذاشته شده ودردوره چندساله دولت  آقای کرزی کارچندانی دراین مناطق انجام نشده است.برای رسیدن به یک کشورباثبات ودموکراتیک لازم است دولتمردان افغانستان بانصب العین نمودن عدالت اجتماعی رضایت همه شهروندان افغانی راحاصل نمایند.بدست آوردن رضایت شهروندان یکی ازمهم ترین مولفه های فرایند دولت سازی وملت سازی است که امروزیکی ازبنیادی تری نیازهای افغانستان به شمارمیرود.
۸.افزایش تعامل قوا
نظریه تفکیک قوابرای مهارنمودن قدرت دولت وافزایش بهره وری آن بوجود آمده است امااین نظریه هیچ گاه استقلال رابه معنای عدم همسازی میان قوای دولتی معنانکرده است.قوای دولتی درضمن حفظ استقلال ویکپارچگی خود باید تعامل سازنده ای رابه وجوداورندتادرپرتوآن تمام توان دولت درتمشیت اموروبهبوداوضاع مملکتی به مصرف برسد؛ اماساختارسیاسی واجتماعی خاص درافغانستان موجب شده که این مهم اتفاق نیفتد.
درمرحله اول یک رویاروی عمیق میان دولت وپارلمان وجوددارد که به هیچ وجه نمی توان آرزوی بهبودی آنراداشت.رویاروی دولت غربگرای کرزی بانیروهای جهادی این نیروهاراوادارنمودکه برای حفظ هویت وحیات سیاسی واجتماعی خودفکری نمایند افزون برانکه تنش های قومی وقبیله ای نیز دولت رادرچنگال گروه قومی غالب یعنی پشتون هاگرفتارنمود ازاینروتاجیک هاکه درزمان جهادازقدرت زیادی برخورداربودندودراوایل استقراردولت مرکزی نیز مقتدرظاهرشدند,خودر ا ازباختگان این بازی احساس نمودند. آنان همراه بااکثرنیروهای جهادی تلاش نمودند که درانتخابات پارلمان جایگاه مناسبی رابرای خودکسب نمایند این خواسته درانتخابات سال ۱۳۸۴برآورده شد ورهبران بزرگ جهادی درپارلمان گردآمدند.ریاست پارلمان رایونس قانونی عهده داراست که درموقعیت اپوزیسیون دولت آقای کرزی قرارداشت وهم اکنون نیزتاحدودی این موضع گیری راحفظ نموده است. تنش های فزاینده میان دولت وپارلمان بارها به استیضاح ، استجواب, اعتصاب ودرگیری های لفظی انجامیده است. چنین برخوردی ازسوی مسئولان امرازتوانایی دولت به شدت کاسته وکارایی دولت رابه وضوح تحت تاثیرقرارداده است.افزون برآن سایربخش های دولتی وضع بهترازاین ندارند وارگانهای دولتی هرکدام برای خودکارمی نمایند. ورود دهها موسسه خارجی بااهداف گوناگون این وضع آشفته رابیش ازپیش آشفته ترساخته است.براین اساس به نظرمیرسد که دولت افغانستان نیازمنداصلاحات ساختاری وکارکردی میباشد. دولتمردان افغانستان بایدتوجه داشته باشند که رسالت تاریخی خودرادرتقویت دولت ملی به انجام رسانیده وبه طورروزافزون دولت را به سوی خدمتگذاری به مردم هدایت نمایند.
۹.جلوگیری ازکشت تریاک
به گزارش سازمان ملل متحد که درسوم عقرب ۱۳۸۳ ازبخش های خبری پشتو وفارسی رادیو بی بی سی نیزمنتشرگردید مقدارتولید وتریاک درافغانستان هشت برابربیشتراز یکسال پیش بود. ازعقرب ۱۳۸۰ تا عقرب ۱۳۸۱ سه هزارو چهارصد تن تریاک درافغانستان تولید شد. درحالیکه این رقم درسال ۱۳۷۹یکصدو هشتاد تن بود . درگزارش گفته شد که افغانستان هفتاد درصد تریاک جهان را تولید کرده است. یک سال بعد درعقرب ۱۳۸۲ کشت تریاک وقاچاق تریاک ومواد مخدربازهم گسترش وافزایش یافت. درگزارش سال ۱۳۸۳ملل متحد وانمود گردید که کشت تریاک در۲۸ ولایت افغانستان گسترش یافته است. درحالیکه سال قبل وسال های پیشین کشت تریاک تنها محدود به چند ولایت جنوبی وشرقی بود. سازمان ملل متحد دراین گزارش، تولید وتجارت مواد مخدر را تهدید جدی برای صلح وامنیت درداخل وخارج افغانستان خواند وتذکرداد که ازهرده گرم هروئین درجاده های بریتانیا ۹ گرام آن از افغانستان می آید. ( رادیو بی بی سی بخش دری ۸ عقرب ۱۳۸۲)  یک سال بعد بازهم درگزارش بیست وهشتم  عقرب ۱۳۸۳( ۹ نومبر ۲۰۰۴) سازمان ملل, گفته شد که کشت وتولید تریاک درمقایسه با سال قبل ۶۴ درصد افزایش داشت.  ]محمداکرام اندیشمند,مشکل موادمخدردرافغانستان,۲/۱/۱۳۸۴,http://www.ariaye.com [ این رقم هم چنان سیر صعودی خودرا حفظ نمودپس از جمع شدن بساط طالبان انتظار میرفت که پدیده کشت تریاک از افغانستان رخت بربندد؛ ولی با شگفتی زیاد شاهد چندین برابر شدن آن بودیم. براساس آمار جدید، میزان تولید مواد مخدر بالغ بر۶۱۰۰ تن رسیده است که در مقایسه با سال قبل ۴۹٪ افزایش داشته است. بارنت روبین، نجات افغانستان، ترجمه اعظم ملایی ، فصلنامه اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره ۲۴۱ـ ۲۴۲، سال۲۱، ص۲۵ . [
علیرغم حضور هزاران سرباز خارجی در افغانستان و کمک‌های مالی آمریکا برای مبارزه با مواد مخدر؛ تولید تریاک و هروئین در این کشور رونق گرفته است. اگرچه دولت کرزای برای جایگزین کردن کشت خشخاش قولهای تشویقی به کشاورزان داد و روحانیون را برای مبارزه با مواد مخدر به کمک طلبیده بود، اما هیچ یک از این روش‌ها مؤثر واقع نشد گذشته از این موارد اکنون ۵۲ درصد درآمد ناخالص کشور از طریق فروش مواد مخدر تشکیل می‌شود. در شهر مرزی آرگوی افغانستان تریاک به عنوان ارز معتبر به کار گرفته می‌شود. کشاورزان با آن کالاهای مورد نیاز خود را می‌خرند و مغازه داران این شهر با پول فروش آن، مغازه هایشان را مملو از اجناس مورد نیاز مردم می‌کنند. امروزه لابراتوارها در مجاورت زمینهای کشت خشخاش تعبیه شده اند.
دو کشور پاکستان و ایران که مسیر سنتی انتقال هروئین به اروپا به شمار می‌روند . در پی بروز جنگ داخلی در تاجیکستان و کشته شدن بیش از ۶۰ هزار نفر و رشد فزاینده فقر، به بازاری برای مصرف هروئین تبدیل شد. نتیجه اینکه در حال حاضر بیش از      ۵۰۰۰  بیمار مبتلا به ویروس ایدز درتاجیکستان وجود دارد. با اشباع بازار این کشور، راه انتقال مواد مخدر به روسیه، که سالهاست جنگ و خونریزی در آن جاری است، هموار شد. براساس آمار، سالیانه ۳‎/۹ مترمکعب هروئین توسط پلیس این کشور توقیف می‌شود. این کشور نیز یکی از بزرگترین کشورهای دارنده بیماران مبتلا به ایدز است. ضمن اینکه هم در روسیه وهم در تاجیکستان اکثر کسانی که اخیراً به این بیماری گرفتار شده اند براثر استفاده از سرنگهای آلوده بوده است.
در مسیر شمالی، روسیه سومین و نه آخرین مقصد مهم هروئین افغانستان است و اروپای شرقی و غربی به ویژه آلمان قربانیان بعدی این ماده مهلک هستند. جالب اینکه پلیس روسیه در انتقال هروئین به اروپا نقش کلیدی دارد. میزان ضرر و زیان اروپا به تناسب افزایش و کاهش تولید هروئین در افغانستان در نوسان است. هرچه تولید تریاک در افغانستان افزایش یابد، بهای هروئین در این قاره کاهش و در پی آن مرگ و میر مبتلایان به هروئین نیز افزایش می‌یابد.آمریکا آخرین بازار هروئین افغانستان است که قاچاقچیان پاکستان، آفریقای غربی، آسیای میانه و روسی از طریق ایر کارگو و اکسپرس پست هروئین را به این کشور انتقال می‌دهند. بازار آمریکا نیز همانند اروپا، بستگی به میزان تولید تریاک در افغانستان دارد. به لحاظ بهتر بودن راه های ترانزیتی روسیه، حمل مواد مخدر به غرب از مسیر شمالی آن ارزانتر از راه سنتی یعنی پاکستان و ایران است و این مسأله در فروش آن در اروپا و آمریکا نیز به وضوح دیده می‌شود.  ]صهبا سهیل ,پیشین. [ به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت که درمورد کشت تریاک درافغانستان مافیای جهانی وشبکه های قاچاق بین المللی دست دارند.دولت افغانستان باکشف این عوامل پلید برخوردهای قاطعی باقاچاقچیان انجام دهد وبرای بهبود اوضاع کشاورزان محصولات دیگری چون زعفران را جایگزین نماید.
۱۰.تقویت دموکراسی
با توجه به آنچه در تعریف دموکراسی گفته شده و با توجه به اصول آزادی و برابری، ناگفته پیدا است که حاکمیت، حق مردم است و حاکمیت مردم یکی از اصول بنیادین دیگر برای دموکراسی است. حاکمیت، حق برابر همة مردم (شهروندان) می‌باشد و باید به طور مساوی اعمال شود؛‌ اعمال برابر حق حاکمیت از سوی همة مردم عملا به حاکمیت اکثریت می‌انجامد؛ زیرا که اتفاق نظر همة شهروندان در هر مسأله تقریبا غیرممکن است پس ناگزیر تصمیم گیریها باید بر رأی اکثریت مبتنی باشد. به همین دلیل است که برخی اندیشمندان از حاکمیت اکثریت به عنوان اصل دموکراسی نام می برند. حاکمیت از آن مردم است، اما اعمال حاکمیت از سوی مردم به دو روش قابل اعمال است: مستقیم وغیر مستقیم؛‌ به همین لحاظ دموکراسی را به مستقیم وغیر مستقیم تقسیم می کنند. دموکراسی مستقیم(مردم مستقیما در تصمیم گیری ها نظر می دهند) در یونان باستان اعمال می شد که با دموکراسی جدید به لحاظ اصل برابری و حقوق شهروندی متفاوت است.
امروزه باتوجه به گسترش دولتها با جمعیتهای چند ملیونی، دموکراسی مستقیم غیرممکن به نظر می‌رسد؛ لذا دموکراسی غیر مستقیم(نمایندگی) اعمال می‌شود. در این سیستم نمایندگان مردم بر مبنای رأی اکثریت انتخاب می شوند تا از سوی آنان تصمیم بگیرند.مراد از مردم امروزه تمام اتباع یک دولت است؛ برخلاف گذشته که مردم فقط بخشی از جمعیت مردان را شامل می‌شد. از گذشته های دور در تاریخ دموکراسی که به یونان باستان (قرن پنجم قبل از میلاد) می‌رسد، حاکمیت مردم مطرح بود اما مردم شامل زنان، بردگان و مردان از طبقه های پایین جامعه نمی شد؛ فقط عدة خاصی از افراد جامعه حق مشارکت در تصمیم گیریها را داشتند. در قرون میانه وضع بد تر از اینها است؛ حاکمیت و اقتدار منحصرا از آن کلیسا است که خود را نمایندة خدا در زمین معرفی می‌کند. اوایل عصر جدید تا نیمه های قرن نوزدهم تحت نفوذ طبقه بورژوا مردم فقط شامل افراد ثروتمند می‌شود ملاک و معیار شهروندی مالکیت است؛  که تنها عدة‌ خاصی از مردان از این امتیاز برخوردار می باشند. از نیمه های قرن نوزد هم به بعد تحت تأثیر جنبش فکری و سیاسی سوسیالیسم و با شکل گیری لیبرالیسم مردم سالار، تحولات تدریجی در مفهوم شهروندی و گسترة معنای مردم، به وجود آمد. ابتدا همة مردان آزاد سپس بردگان و زنان، حق شهروندی و حق رأی یافتند. بدینسان، تنها در قرن بیستم بود که مردم شامل تمام اتباع یک دولت (اعم از مرد و زن، برده و آزاد، سیاه و سفید، فارغ از امتیازات طبقاتی) گردید.  ]عبدالخالق محمدی, پیشین.[ دموکراسی درافغانستان مقوله ای جدیدی است وانتظارمیرود بااجرای صحیح حاکمیت ملی جلوبسیاری از زورگیری هاواقتدارگرای های دولت گرفته شده وحکومت وارگانهای مربوط به آن درانجام خدمت رسانی به شهروندان تلاش های زیادی را به انجام رساند.دموکراسی راهی است که دیریازود دولتمردان افغانستان رامتقاعدمی نماید که اگرمی خواهن مسئولیت اجرای اموررابه عهده داشته باشند چاره به جز رضایت مندی مردم ندارند.
نتیجه
افغانستان بعدازبرچیده شدن رژیم طالبان دوره ای جدیدی ازحیات سیاسی واجتماعی خودراتجربه می کند که به مثابه فرصت های بوجود آمده برای این کشور چالش های زیادی نیزفراروی آن قراردارد.برای بهبودوضعیت کشورومبارزه باتهدیدهای موجودمولفه زیر می تواند مفیدباشد؛فساداداری دردولت افغانستان به نحوبسیارعمیقی ریشه دوانیده است برای مبارزه بااین پدیده غیراخلاقی ابتداباید یک عزم ملی بوجودآید.سپس برای تامین معیشت کارمندان دولت تدابیری اتخاذشود.ایجادنهادی مبارزه بافساد ازسوی سه قوه دولتی نیز دربهبود وضعیت کمک شایانی می نمایدچنانکه نظارت برکارمندان دولت درکاهش فساداداری تاثیرفراوانی خواهدگذاشت.سرانجام اخراج نیروهای فاسد ازدولت می تواندبرای همشه مردم افغانستان راازاین گرفتاری نجات دهد.امنیت درشرایط موجودافغانستان کالای بسیارنایابی است که برای دستیابی به آن خوبست ارتش ملی افغانستان تقویت گردد. به موازی آن خلع سلاح درسطح کشوربه طورجدی دنبال شده وجلوخودسری های فرماندهان محلی وجنگ سالاران گرفته شود .درنهایت باتعریف استراتژی جدید درمبارزه باطالبان, بابنیادی ترین عامل ناامنی برخوردصورت گیرد.
افغانستان ازمنظراقتصادی درشرایط بحرانی قراردارد ازاینرولازم است دولت باایجادفرصت های شغلی جدید درتامین معیشت خانواده های افغانستان راکمک نماید.افزون برآنکه توسعه بخش انرژی,استفاده ازمنابع طبیعی وسرمایه گذاری دربخش های تولیدی برای ازمیان برداشتن فقربه پیمانه ای وسیعی موثرمیباشد.
تحکیم هویت ملی مشترک, افغانستان را در رسیدن به مرحله دولت سازی وملت سازی کمک شایانی می نماید چنانکه به میزان زیادی ازبروزمنازعات قومی وقبیله ای جلوگیری می نماید.عدالت اجتماعی وتلاش برای بهره مندنمودن تمام اتباع افغانستان ازامکانانات دولتی نیز چنین کارکردی دارد وطبیعی است که عدالت اجتماعی مشروعیت ومقبولیت دولت ملی رادرهمه نقاط افغانستان تامین می نماید. خودسری های نیروهای خارجی هرازگاهی مشکلاتی فراوانی رابرای شهروندان افغانستانی بوجودآورده است که باید برای آن فکری شود. به نظرمیرسد مناسب است که مصونیت قضایی این نیروهابرداشته شده وبه تدریج وظایف امنیتی آنان به اردوی ملی کشورواگذارگردد. برای بهبودشرایط موجودوکارآمدی بیشتردولت افغانستان, خوبست تعامل قوا درافغانستان ازنوتعریف گرددکه براساس آن همه ارگانهای حکومتی باهم همکاری نموده ودرجهت ارتقای خدمت رسانی به مردم تلاش نمایند تعامل سازنده قوه مقننه وقوه مجریه دراین خصوص ازجایگاه ویژه ای برخوردارمی باشد.
افغانستان پس ازطالبان به نحوغیرمنتظره ای به کشت تریاک روآورد ه است . درمقایسه بادوره طالبان تولید موادمخدرچندین برابرافزایش یافته واین مساله حاکی ازنفوذنیرومندمافیاوشبکه قاچاق بین المللی میباشد که اقتصادافغانستان را آلوده کرده است. دولت می تواند باشناسایی دقیق این عوامل ازیک سووحمایت ازکشاورزان وانجام جایگزین های کشاورزی به میزان زیادی این عرصه راکنترل نماید.
سرانجام بایدروآوردن مردم افغانستان رابه دموکراسی وحاکمیت ملی به فال نیک گرفت .همه تلاش وافربه خرج دهندتااین فرایندبه تدریج درکشورتقویت گردد.دموکراسی می تواند دولت رادرمقابل مردم خاضع نموده وبااین ابزارکارایی دولت را ارتقابخشد.
http://payam-aftab.com/vdci.5ayct1a3ybc2t.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما