کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

نقدی بر نوشته «مگر قرار نبود افغان‌ها به مرور برگردند؟»

دکتر رضا محمدزاده

28 سنبله 1394 ساعت 18:52

چندی پیش مطلبی در یکی از سایت‌های خبری-تحلیلی پرمخاطب ایران خواندم که واقعاً برایم جای تعجب داشت. سایت «الف» که وابسته به یکی از نمایندگان محترم اصول‌گرای مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران است، در تاریخ 21 شهریور/سنبله مطلبی تحت عنوان «مگر قرار نبود افغان ها به مرور برگردند؟» منتشر نمود (آن هم به قلم یک خانم که طبیعتاً در این موارد باید مواضعی رئوفانه‌تر اتخاذ کند) که با توجه به فضای حاکم در جمهوری اسلامی ایران و منقضی‌شدن تاریخ مصرف مطالبی از این دست، برایم از برخی جهات کمی عجیب می‌زد.


چندی پیش مطلبی در یکی از سایت‌های خبری-تحلیلی پرمخاطب ایران خواندم که واقعاً برایم جای تعجب داشت. سایت «الف» که وابسته به یکی از نمایندگان محترم اصول‌گرای مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران است، در تاریخ 21 شهریور/سنبله مطلبی تحت عنوان «مگر قرار نبود افغان ها به مرور برگردند؟»  منتشر نمود (آن هم به قلم یک خانم که طبیعتاً در این موارد باید مواضعی رئوفانه‌تر اتخاذ کند) که با توجه به فضای حاکم در جمهوری اسلامی ایران و منقضی‌شدن تاریخ مصرف مطالبی از این دست، برایم از برخی جهات کمی عجیب می‌زد.
واقعیت داستان این است که تا دو یا سه سال پیش شاید گه‌گداری از این گونه مطالب (که سایت الف آن را منتشر کرده است) در رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران به چشم می‌خورد، اما پس از شفاف شدن سیاست‌های رهبر عالی‌قدر جمهوری اسلامی ایران در خصوص مهاجرین و ابلاغ «لزوم تکریم» مهاجرین افغانستانی و انتشار رسانه‌ای آن توسط فردی که سال‌ها نماینده مقام عالی رهبری جمهوری اسلامی ایران در امور افغانستان بود، یعنی حجت‌الاسلام و المسلمین ابراهیمی، و نیز عوامل دیگری نظیر فراهم شدن بستر فرهنگی لازم در میان مردم و شکل‌گیری جریان‌های حمایتی از داخل جامعه ایران، شروع فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای برخی سازمان‌ها و خبرگزاری‌های پایبند به اصول و آرمان‌ها برای روشن شدن چهره واقعی مهاجرین افغانستانی حاضر در ایران، گسترش فعالیت‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی جوانان، تحصیل‌کردگان و نخبگان مهاجر در ایران و دیگر اقداماتی از این دست، کم کم بساط این گونه مطالب انتقادی که سایت الف آن را منتشر کرده است، از رسانه‌ها برچیده شده و اقبال مردم نیز نسبت به این گونه مسائل کاهش یافت، چرا که حالا اندک اندک مردم ایران دانسته‌اند که آن چهره‌ای که رسانه‌ها در طول سالیان متمادی از مهاجرین افغانستانی حاضر در ایران ترسیم کرده‌اند، چندان تطابق کاملی با واقعیات ندارد.
همان‌گونه که نخستین زمزمه‌های مباحث زیربنایی از مقام رهبری انقلاب اسلامی ایران آغاز شد، نخستین اقدامات عملی نیز با حمایت‌های شخص ایشان صورت گرفت و ایشان در دستوری انقلابی، تحصیل فرزندان مهاجرین افغانستانی، اعم از مجاز و غیرمجاز (دارای مدرک شناسایی یا فاقد آن) را لازم دانسته و به این ترتیب، سازمان‌های ذی‌ربط از جمله وزارت کشور/داخله و وزارت آموزش و پرورش/معارف جمهوری اسلامی ایران بر اساس همین دستور صریح، بسترهای لازم برای تحصیل این کودکان را فراهم نمودند و این کودکان تا دو سه روز دیگر، با شوق و ذوقی فراوان، همانند هر کودک دیگری در سرتاسر دنیا که نباید از حق تحصیل بازبماند، راهی مدارس می‌شوند (البته ناگفته نماند که با پرداخت حدأقل بخشی از خدماتی که دریافت می‌کنند).
امروز دیگر بر هیچ کسی پوشیده نیست که فضای داخلی جمهوری اسلامی ایران در قبال مهاجرین، دیگر فضای پیچیده و نامفهوم دهه‌های گذشته نیست، سیاست‌ها عمدتاً شفاف شده و برنامه‌ها در حال قرار گرفتن روی غلتک است، بنابراین با توجه به خون دلی که برخی از مسئولین در راه شکل‌گیری این حرکت‌ها خورده‌اند، و اهتمامی که عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی ایران نسبت به این مسائل دارند، و به منظور حفظ آرمان‌های ناب انقلاب اسلامی که همانا اقوال و اعمال بنیانگذار فقید آن می‌باشد، لازم به نظر می‌رسد که برخی مسئولین و شکل‌دهندگان افکار عمومی، اندکی نسبت به مواضع و مطالب خود با تأمل بیشتری رفتار نمایند.
البته مسائل گفته شده به این معنا نیست که مسئولیت انتشار این گونه مطالب را باید تماماً از دید فردی که مدیریت عالی یک نشریه (چاپی یا آنلاین) را بر عهده دارد دید، اما بر همین مدیران عالی است که سیاست‌های شفافی را نسبت به این مسائل به زیرمجموعه خود ابلاغ دارند. با نگاهی به سایت الف و یک جستجوی ساده می‌توان فهمید که موضوع «مهاجرین افغانستانی» چقدر برای متولیان آن مسئله‌ای دارای اهمیت است، اما جالب اینجا است که در همین مطلب (مگر قرار نبود افغان ها به مرور برگردند؟) بین مهاجری که 30 سال پیش به ایران آمده است و جوان مهاجری که بیش از دو دهه قبل در این کشور متولد شده است، با یک نفر تبعه افغانستانی که همین دو روز پیش به ایران آمده است هیچ تفاوتی قائل نشده و این مسئله به وضوح نشان می‌دهد که درک و شناخت کسانی که چنین مطالب انتقادی می‌نویسند نسبت به عینیت مسئله چقدر ضعیف است. واضح است که در اینجا هدف از بیان این مطلب کوچک‌انگاری و عدم لزوم رسیدگی به مسئله ورود غیر مجاز نیست، اما باید توجه کرد که برای حل معضل مهاجرین افغانستانی، باید میان این دو حالت تفاوت قائل شد و این دیدی است که به نظر می‌رسد امروز در بدنه کارشناسی جمهوری اسلامی ایران هم تثبیت شده است. قطع یقین پرداختن به موضوع مهاجرین افغانستانی نیازمند بررسی راهکارهایی جداگانه برای حالت‌های مختلف این پدیده است و از یک چوب راندن تمام این حالات امری اشتباه است، حتی در داخل این دو دسته‌بندی نیز طیف مختلفی از حالت‌های دیگر قرار دارد که پرداختن به هر کدام مستلزم مطالعه و شناخت کافی و ایجاد راهکارهای جداگانه است. به عنوان مثال در میان مهاجرین افغانستانی‌ که سال‌ها در ایران زندگی کرده‌اند که طبقات مختلفی از اصناف و اقوام وجود دارند که با توجه به سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران، باید با هر کدام از آنها به اقتضای شرایطی که دارند برخورد نمود.
مسئله دیگر این است که انگاشتن و انداختن تمام معضلات و مشکلات موجود در جامعه به پای مهاجرین افغانستانی، اجحافی در حق مهاجرین است و برخی مسئولین و سیاست‌گذاران برای سبک‌بال کردن خود نسبت به تعهداتی که بر عهده آنها بوده و آن را به درستی انجام نداده‌اند، از این حربه بهره جسته‌اند.
عدم وجود شناخت از تحولات موجود در داخل مرزهای افغانستان نیز ضعف دیگری است که در این گونه موضع‌گیری‌ها مشاهده می‌شود. معمولاً در نگاه چنین تحلیل‌گرانی، شکل‌گیری دولت جدید در افغانستان و کنار رفتن طالبان از حاکمیت، علت تامه‌ای برای فراهم شدن زمینه بازگشت مهاجرین افغانستانی به موطن اصلی خود می‌باشد، در حالی که وجود و یا عدم وجود دولت و یا حتی ماهیت دولت در افغانستان، نمی‌تواند علت‌تامه‌ای برای فرار از افغانستان و یا فراهم شدن زمینه بازگشت مهاجرین افغانستانی به موطن خود باشد، که اگر چنین بود، امروز دیگر شاهد خروج بی‌سابقه قشر عظیمی از جوانان و تحصیل‌کردگان از افغانستان به سمت اروپا نبودیم. در تحولات اخیری که در کشورهای اروپایی ایجاد شد و زمینه‌ساز شکل‌گیری بزرگترین بحران تاریخی مهاجرت در قاره سبز گردید، مهاجرین افغانستانی پس از کشورهای سوریه و عراق در رده سوم پناهجویان قرار داشتند و به قول یکی از خبرنگاران و فعالان فرهنگی افغانستان، در طول دو ماه گذشته روزی نبوده که به حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی وارد شویم و نبینیم که یکی از چهره‌های فعال افغانستان، چمدان به دست در حال فرار از وضعیت موجود در این کشور است. بدتر شدن وضعیت امنیتی در افغانستان دلیل اصلی متواری شدن مردم افغانستان از کشور است. تا دیروز اگر طالبان به صورت مستقیم امنیت جانی و مالی مردم کشور را به خطر می‌انداختند، امروز اما ناامنی‌ها در افغانستان به کلاف سردرگمی تبدیل شده که یافتن سرنخ آن برای هیچ کس مقدور نیست، داعش و داعشیان هم یکی دیگر از منابع ناامنی در افغانستان شده است، و جالب‌تر اینجا است که در عمده حوادث امنیتی که تلفات مردم عادی و غیر نظامی (افراد ملکی) زیاد می‌شود (مثل انفجارهای شدید در منطقه شاه شهید کابل و دیگر موارد مشابه)، طالبان با صدور بیانیه‌ای این گونه اقدامات را محکوم می‌کنند و دولت افغانستان نیز که در این موارد از همه جا مستأصل می‌شود، این گونه اقدامات را به دوش استخبارات منطقه می‌اندازد. در این میان استخبارات منطقه که (احتمالاً) همان پاکستان است، به نوبه خود این گونه فعالیت‌ها را محکوم نموده و فراتر از آن به دنبال پیش‌بردن مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و طالبان است. از طرفی طالبان که به صدور بیانیه‌هایی در حمایت از مذاکرات صلح با دولت افغانستان با امضای «ملاعمر» می‌پرداخت، به یکباره کاشف به عمل آمد که دو سال و اندی است که رهبر خود را از دست داده‌اند. آمریکا هم که به بهانه مبارزه با تروریست‌های موجود در افغانستان و پاکستان، جنگ 13 ساله افغانستان را به راه انداخت، در حال حاضر گویا از فعالیت‌های پاکستان رضایت کامل داشته و در چندین نوبت، از اقدامات ضد تروریستی پاکستان تمجید و تقدیر کرد، در حالی که خود می‌داند که پاکستان منشأ ایجاد تروریسم موجود در افغانستان است. لذا با توجه به این مسائل و هزاران مسئله دیگری که پرداختن به آنها موجب اطاله کلام، واضح و مشخص است که کلاف مسئله افغانستان، سر در گم بوده و شرایط در افغانستان اصلاً پذیرای بازگشت مهاجرین به این کشور نیست، البته به این معنی که خود مهاجرین در این شرایط حاضر به بازگشت به موطن نمی‌شوند. مسائل مربوط به استحاله مهاجرین در جامعه ایرانی را هم باید به این مسائل اضافه کرد که خود نیازمند مباحثی جداگانه است.
از این گذشته، در این مقاله گزاره‌هایی مطرح شده است که صحت و سقم این مسائل با توجه به عدم وجود آمار و ارقام دقیق در این زمینه مورد تردید بوده و کاربرد بی‌مبالات این گونه مسائل بیشتر شبیه به اتکا به مقدمه‌های سفسطه‌گرایانه برای رسیدن به نتیجه مطلوب است؛ گزاره‌هایی همانند این که «روز به روز هم مطالبات افغان ها از جامعه ایران و دولت ایران بیشتر می شود و تقاضاهای بیشتری را مطرح می کنند»، «تعداد مهاجران افغان به علت مهاجرت های هر روزه ادامه دار و زاد و ولد بسیار زیاد این جامعه زیاد و زیادتر می شود»، «برخی از مناطق ایران کلا افغانی نشین شده است»،‌ «تعداد کودکان خیابانی افغانی در شهرهای تهران و کرمان و اصفهان زیاد شده است».
با توجه به این مسائل، ضروری به نظر می‌رسد که چنین مراجع خبری-تحلیلی و تخصصی که دارای جایگاه اجتماعی و مخاطب فراوانی از میان جامعه هستند با اشراف بیشتر و تعمق دقیق‌تری نسبت به مشکلات و معضلات موجود در خصوص مهاجرین افغانستانی به بحث و ارائه راهکارهای در خور شأن این مسئله بپردازند و از انتشار چنین مطالب سطحی که صرفاً حالت انتقاد بی‌دلیل دارند اجتناب ورزند تا فضای مثبتی که در سال‌های اخیر در این زمینه ایجاد شده است با شکست مواجه نگردد.
 


کد مطلب: 45288

آدرس مطلب :
http://www.payam-aftab.com/fa/article/45288/نقدی-نوشته-مگر-قرار-نبود-افغان-ها-مرور-برگردند

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com