|
محمد تقی مناقبی
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان که طی چهارده ما در تابستان 1385 خورشیدی در مشهد در پژوهشگاه احوال شخصیه در مشهد تدوین شد. در باره کم و کیف تدوین این قانون خود نویسندگان آن مطالب بسیاری را در سایت های پیام آفتاب، سایت کاتب هزاره، سایت کوفی، سایت آرمان و برخی وبلاگ ها نوشتند. پژوهشگاه احوال شخصیه مؤسسه معتبر تحقیقاتی است که از سوی شمار از نویسندگان مستقل مهاجر افغانستانی در ایران تأسیس شده و تا کنون بیش از سی جلد رساله، تحقیق و کتاب به صورت تدوین و ترجمه خروجی داشته است. این موسسه در زمان حاضر با قدرت تمام به فعالیت های علمی و پژوهشی خود ادامه می دهد. تدوین قانون احوال شخصیه از سوی این پژوهشگاه زمانی آغاز و انجام یافت که بسیاری از به اصطلاح کارشناسان احوال شخصیه امروز که بنگاه ها و سایت های سکولار در پوشش دین به دین و مذهب و همه چیز ریشخند می زدند. بسیاری از متخصصان و احوال شخصیه شناسان که امروز نویسندگان احوال شخصیه را به یاد نمی آورند، در آن زمان با ذکر عناوین و القاب پرطمطراق دنبال شان می گشتند. بسیاری دیگر از همین سمبل های حقوقدانی، عبادات چون نماز و روزه را در حریم احوال شخصیه داخل می دانستند!!! پس از تدوین پیشنویس قانون احوال شخصیه، دور جدیدی از بزکشی سیاسی در کابل راه افتاد. برخی که با اصل دین مخالف بودند مانند دارو دسته های که دور کمیسیون مستقل حقوق بشر می لولیدند، سر انجام با جمع کردن شماری از طلبه های موسسه آموزشی کاتب در ازای مبلغ ناچیزی، زهری را بر احوال شخصیه ریختند تا به خیال باطل شان به قول بادار تمویل کننده سیمینار، لکه ننگ یعنی قانون دینی را از ساحت مردم پاک سازند! اما چنان که همگان دیدند از مردم و نمایندگان مسلمان پارلمان سیلی خوردند و همان حیثیت پوشیده در خرقه خود را بیشتر در دلق ازرق فام آلودند. در زمانی که حجج اسلامان موسسه آموزشی کاتب از خانه رئیس مجلس گرفته تا دروازه های سیاف و تا چسپیدن به نیکر های عناصر سکولار داخل پارلمان را برای جلوگیری از تصویب این قانون دوره کردند و کفش های شان در این راه سوراخ و عصاهای شان سوزن گشت، بسیاری از کسانی که خود را وارث، کارشناس، تدوین کننده و... احوال شخصیه می نامند در لانه های نمور خود خزیده و تند نفس نمی کشیدند؛ تنها کسانی که بی محابا، مردانه و علمی از ساحت قانون احوال شخصیه دفاع کردند، خود اعضای پژوهشگاه احوال شخصیه بودند. زیرا تنها ایشان خود را دارای این صلاحیت و جسارت می دیدند. با تصویب پیشنویس قانون احوال شخصیه در مجلس نمایندگان، بود که اندک اندک بسیاری از این رجاله ها لانه های خود سر بر آورده، بازیگران میدان شدند و یاوه های نیز بافتند و می بافند. دلیل آن بود که اینان مثل همیشه این بار نیز سعی داشته و دارند تا یا از لاشه مرده ای بی صاحب و یا از دست رنج دیگران و خون و اعتبار علمی ایشان تغذیه کنند و موقعیت و جایگاه خود را در مکاره بازار افغانستان بالا ببرند. در این میان یکی از بازیگران اصلی این میدان تارنمای صدای افغان ارگان خبرگزاری به همین نام بود که هنوزبه شیطنت های خود در باره قانون احوال شخصیه ادامه می دهد. رسانه ی که سال ها است به صورت دوجانبه هم گاو ایران را می دوشد و هم از آخور غرب علف می خورد. رسانه ای که در ایران "فریاد عاشورا" است و در دفتر آن نام بردن از آیت الله خامنه ای به کمتر از "امام" جرم است؛ اما وقتی وارد کابل می شود، دیگر "صدای افغان" نشریه مستقل سکولار و آزاد است!!!. نشریه ای که از دلالی اردوگاه سفید سنگ تا تجارت ... را تجربه کرده است. از مداحی عاشورای حسینی تا حرکت در جهت ایجاد شکاف نژادی و مذهبی میان مردم افغانستان و تا سینه زدن زیر علم جورج دبلیو بوش. نشریه صدای افغان طبق خصیصه و طینت اصلی خود، تنها ارگانی بود که یاوه سرایی های موسسه کاتب در مورد احوال شخصیه را با طمطراق بسیار پوشش داد و این گونه وانمود کرد که گویا نیروهای روشنفکر و اصلاحگر این مردم می خواهد با جلوگیری از تصویب قانون متحجر دینی ضد حقوق بشر، سودی به جیب مردم افغانستان برسانند. اما وقتی که سیل از مقالات و ردیه ها از سوی پژوهشگاه احوال شخصیه منتشر گردید، این نشریه نه تنها هیچ یک از این ردّیه های ارسال شده را نشر ننمود؛ بلکه بسیاری از چتیاتی را که کاتبیان علیه دین و قرآن بافته بودند، هوشيارانه یا نشر نکرد و یا برای خدمت به یاران خود، زود از تارنمای خود حذف کرد. اکنون بر اثر برگشتن ورق، این نشریه با به اصطلاح کارشناسان دین شناس خود همان كاتبي ها را عناصر لاییک گفته خود را از ایشان بری می داند! راستی! چه شده است که این گربه عابد اکنون بی وضو به نماز ایستاده است؟! از خانه هندو صدای آذان به گوش می رسد؟! تارنمای صدای افغان هم پس از تصویب و توشیح قانون احوال شخصیه اهل تشیع شده است مدافع دین و مذهب شیعه!! جل الخالق! شاید مدیر آن روزهای آینده راهی ایران است و یا از طرف غرب در این روزها بحران اقتصاد جهانی مانع وزیدن بادهای موافق شده است؟! دلیل هرچه باشد، هدف همان هدف قبلی است. یعنی قلب واقعیات، دروغ پرانی، یاوه بافی و لاطائلات گویی. تارنمای صدای افغان، در یکی از موضع گیری متقلبانه جدید خود با لیسیدن تف های قبلی، این بار در پوشش مدافع مذهب و دین و شیعه سعی کرده است از این طرف ورق تصویب قانون احوال شخصیه نیز سودی و اعتباری کمایی کند. صدای افغان این بار با متخصصان حقوقی و "کارشناسان دین" خود سعی کرده است حقوقی دیگران را به جیب اشخاص دیگر بریزد و در این میان خود نیز نشریه " انصاف" را مجانا در تیراژ بالا در کاسه درب ورودی جامعة المصطفی بگذارد تا شاید یکی در هنگام عبور چشمش به این عنوان بیفتد که " انصاف" و صدای افغان هم بیچاره ها از دین دفاع می کنند!!! تا این جا در باره صدای افغان و " انصاف" این منصفان دیندار گفتیم. خوب است نیم نگاهی هم به حال و روز " کارشناس دین" یا همان متخصص احوال شخصیه شناسی آن بیندازیم: از جمله کسانی که در تارنمای صدای افغان در باره احوال شخصیه مفصل سخنان کارشناسانه ای دینی!! گفته است، آشنای دیرین ما جناب رضوانی بامیانی می باشد. مردی که او را دیر زمانی است که می شناسم. مردی که سالها است دیگر کارشناس دین شده است! در دنیای سیاست او اگر هدفی را تعقیب کند، هیج وسیله ای را برای رسیدن به آن حرام نمی شناسد. از نشست و برخواست صمیمانه با سکولارترین عناصر چپی افغانی در شب نشینی های شمال مشهد تا راه رفتن در سایه عبای آیت الله محسنی و در دست گرفتن زمام نشریه " معرفت دینی" ارگان شورای علمای شیعه کابل را با موفقیت تجربه کرده است. من و شماری از دوستانم دوره رفاقت با رضوانی را بیشتر در تدوین کتاب وزین" افغانستان در سه دهه اخیر" تجربه کردیم. او در بخش نخست این کتاب هرچه فریاد و عقده داشته بر سر شماري از مجاهدان و گروه هاي غير از حزب خود به خصوص شماري از نخبه گان جامعه اي شيعه خالي كرده است درحالي كه در باره دوستان چپی خود از دره ویگل و نورستان گرفته تا ... به دقت تمام و با تمجید کامل، کمال اغراق را رعایت فرموده است. به هر صورت من با او بودم تا این که این کتاب از چاپ بر آمد. وقتی از او سوال کردم که چرا در فتح بامیان نقش مجاهدان دایکندی را بی رنگ کرده است و تمام سعی خود را بکار برده که حتی دیوانه ای را در آن جنگ صاحب اثر بنمایاند؛ ولی از شهید صادقی نیلی فاتح بامیان و بیش از هفتاد دو تن شهیدی خطه ای دایکندی یادی نکرده است. او در جلو چشمان بهت زده ای من گفت: آن ها در این جنگ هیچ نقشی نداشته اند! من چیزی نگفتم و سوال دوم را پرسیدم که جناب رضوانی چرا در قیام شهید بلخی، از شاهکار های نکرده بسیاری از یاران ایشان نام برده اند و رستم ها ساخته اند، چرا قهرمان قیام شهرستان " ابراهیم خان گاوسوار" را از قلم انداخته است. او این بار دید من قانع نمی شوم؛ ناچار گفت: در هنگام نوشتن ابراهیم خان را فراموش کرده بوده؟!!! این سوال ها سر آغازی بود بر پایان دوستی ما با جناب آقای رضوانی بامیانی مدیر مجله معرفت دینی که تا آن زمان یعنی تابستان سال 1380 فکر می کردم ایشان انسان آزاد منش و خوش فکر است؛ اما در آن زمان فهمیدم که اشتباه می کرده ام. بعدها برخی از دوستانم از زیر دست و پای ایشان جمع شدند که باعث خشم بیشتر ایشان شد، زیرا به غلط خیال کرده بود که شاید من مقصر بوده ام. در سال 1384 وقتی که حدود پنجاه فیصد تدوین قانون احوال شخصیه به پایان رسیده بود، شبی ایشان به منزلم زنگ زد و از من برای کار در مجله " کرامت " دعوت کرد. من در منزل ایشان رفتم عذر خواستم. گفتم که دوستان قدیمی جمع شده ایم و باهم مشغول پروژه تدوین قانون احوال شخصیه اهل تشیع هستییم. ازمن پرسید به صورت تقریبی چقدر هزینه دارد. من رقمی را به زبان آوردم. آقای رضوانی لبخند ملیحی زد و با نگاه کشیده، گفت: این کار شما نیست. بهتر است ولش کنید. من بیرون آمدم و دیگر او را ندیدم. اکنون ایشان زمانی است که با میراث برجای مانده از اندوخته های بنیاد های فرهنگی «سینا» و «صبا» که مرحوم کاظمی برای او باقی گذاشته است، به راحتی در سایه شورای علمای آیت الله محسنی خوش می خرامد. مجله معرفت دینی را مدیریت می کند. به عنوان کارشناس دین، کارشناس مسایل افغانستان، عالم دین، و... در سایت ها و نشریات مانند صدای افغان سخن میراند. حاصل عرق جبین دیگران را آگاهانه به پای اشخاص ديگر می ریزد. خوب است به بخشی از گفته های « کارشناسانه دینی» این مرد بزرگ در باره احوال شخصیه در سایت صدای افغان نگاهی بیاندازیم: این تیتری است که صدای افغان برای مصاحبه با ایشان برگزیده است كارشناسان در مصاحبه اختصاصي با خبرگزاري صداي افغان: تصويب و توشيح قانون احوال شخصيه تشیع، گامي بلند و برجسته براي تامين همگرايي و وحدت ملي است منبع : خبرگزاری صدای افغان(آوا)کابل :نقش اصلي را در تدوين و بازنگري قانون احوال شخصيه تشیع، شوراي علماي شيعه به رهبري آيت الله محسني ايفا كرده است « همگرايي و وحدت ملي حجت الاسلام والمسلمين رضواني بامياني کارشناس مسایل اسلامی، تصويب و توشيح قانون احوال شخصيه اهل تشيع را گامي بلند و برجسته براي تامين همگرايي و وحدت ملي در افغانستان مي داند. ... رضواني بامياني با اشاره به اينكه قبل از تصويب اين قانون، مشكلات فراواني وجود داشته ، گفت: در گذشته يك فرد شيعه مجبور بود در شرايط سخت رژيمهاي آن دوران، خطبه عقد و نكاح خود را دوبار بخواند، يكبار توسط يك عالم شيعه و بار ديگر به خاطر رعايت قوانين حاكمه توسط يك قاضي در محاكم، كه اين خلاف روحيه و وجدان اين شخص بود. ... رضواني بامياني هم مشكل ديگر در تصويب اين قانون را اثر گذاري گروه هاي لائيك و وارد كردن فشار بر نمايندگان مجلس خواند و اظهار داشت: با كمال تاسف بعضي از ماده هاي اين قانون بر اثر اعمال فشار و تاثير گذاري گروههاي لائيك حذف شده است. وي تاكيد كرد: در صلاحيت شوراي ملي نيست كه براي شيعيان فقه بسازد و يا مواردي از آن را حذف نمايد، بلكه مطابق ماده 131 قانون اساسي آن چه را كه بر اساس فقه شيعه محرز بود آن را بايد تصويب مي كرد. ... اين درحالي است كه آقاي رضواني معتقد است، نقش اصلي را در تدوين و بازنگري قانون احوال شخصيه، شوراي علماي شيعه به رهبري آيت الله محسني ايفا كرده است . »
بامیانی با این که جزییات بسیاری از جریانات احوال شخصیه و تدوین و حتی تصویب آن را نیک می داند و به خاطر دارد؛ ولی به خاطری آن که دم روباهی باشد برای شهادت به نفع سایت صدای افغان و همین طور دق دلی نسبت به تدوین کنندگان این قانون خالی کرده باشد، در باره تدوین قانون احوال شخصیه چنین ابراز داشته است:« ... اين درحالي است كه آقاي رضواني معتقد است، نقش اصلي را در تدوين و بازنگري قانون احوال شخصيه، شوراي علماي شيعه به رهبري آيت الله محسني ايفا كرده است . » رضوانی با خبر تر از آن است که نداند چه کسانی قانون احوال شخصیه را نوشته اند؟ و این که شورای علمای ایشان هیچ گاه چنین خواصی نداشته و نخواهند داشت؛ اما از دید این کار شناس دین، بسیار سخت است که کسانی را که دیروز با لبخند ملیح و نگاه عاقل اندر سفیه برای تدوین قانون احوال شخصیه شماتت می کرد، امروز بیاید برای همان کار تمجید کند. این درحالی است که جناب آقای عالمی بلخی عضو کمیسیون عدلی قضایی پارلمان که خود دست اندرکار قضیه بوده و برای تصویب این قانون بسیار کوشیده است، از ارگان های مانند شورای علما تنها به عنوان دارنده نقش مثبت یاد می کند که همان هم از باب لطف ایشان است و گرنه شورای علما حتی نقش مثبت هم نداشته است:« وي فرمان رئيس جمهور در صدور حكم تدوين و تسويد قانون احوال شخصيه را مهم دانست و نقش وزارت عدليه، استره محكمه، دانشكده شرعيات،وزارت حج و اوقاف، آكادمي علوم، شوراي علماي افغانستان و به خصوص آيت الله محسني را در تدوين، تسويد و بازنگري اين قانون مثبت ارزيابي كرد.» اقای رضوانی از تاثیر گذاری عناصر لاییک برای حذف برخی از مواد قانون احوال شخصیه ابراز تاسف کرده است که این نیز بسیار از ایشان عجیب است!!. نخست بدان جهت که ایشان سخن از چیزی رانده است که بدان عقیده ندارد و گرنه چرا تا زمان تصویب لب از لب وا نکرد؟! او مسئول ارگان رسمی شورای علما است وقتی که طلبه های موسسه کاتب و عناصر لاییک درون پارلمان از یک زبان علیه این قانون متینگ های سیاسی راه انداخته غوغا سالاری می کردند، چرا تارنمای صدای افغان به دهل آنان میرقصید و چرا کارشناس مسایل دینی جناب رضوانی!! با این که مدیر و عضو چندین نشریه بود و تریبون همین شورای علما نیز در اختیار او بود، دم بر نمی آورد؟! که حالا سر از جبین در آورده به عنوان کارشناس دین رفقای خود را لاییک می نامد. آن لائیکان به قول آقاي رضواني لااقل همانقدر عرضه داشتند که رو در رو حرف شان را بزنند نه مانند سایت صدای افغان و جناب رضوانی که به صورت شریک دزد و رفیق قافله عمل می کنند. رضوانی خود عضو شورای علما است آیا او براستی از وجدان خود پرسیده است که در شورای که امثال او حضور دارد چنین خواصی یافت خواهد شد؟ آیا براستی تا زمان پایان تدوین قانون احوال شخصیه، روح شورای علمای او حتی از انجام و نحوه کار این چنینی آگاه بوده است؟! آیا حتی یکی از تدوین کنندگان عضویت شورای علما را دارند؟! آیا بعد از آن همه غوغا سالاری ها، شورای علما به جز سکوت مرگبار کاری دیگری هم بلد بوده و یا انجام داده است؟ اگر چنان بوده چرا جناب رضوانی به عنوان تریبون این شورای آن را نشر نکرده است؟!
|