صلح ، هدفی ملی یا بازی سیاسی! / عبدالشکور اخلاقی
کد خبر : 9924                 ساعت خبر: `23:57 | تاريخ خبر: 1388/11/17
 
متن مطلب


بحث مذاکره با مخالفین بیش از چند سال است که در فضای سیاسی کشور مطرح می باشد. محتوا و محور این بحث عبارت است از فرا خوانی دولت افغانستان از مخالفین خود به تسلیم شدن، که نیروی عمده آن را طالبان تشکیل میدهند. این موضوع بطور متناوب و در مقاطع مختلف طرح گردیده است. این موضوع از زوایای مختلفی می تواند مورد بحث قرارگیرد و نکته هایی پیرامون آن یادآورشد.
1- قبل از همه این نکته در ابهام قرار دارد که آیا حکومت افغانستان خواهان مصالحه با مخالفین خود می باشد یا خواهان تسلیم شدن آنان به دولت؟ زیرا این دو موضوع از لحاظ سیاسی و حقوقی کاملا متفاوت می باشند. چنانچه بحث مصالحه درمیان باشد, بایستی هردو طرف آمادگی های لازم را جهت رسیدن به یک هدف واحد و مشترک داشته باشند. یعنی اینکه انگیزه موجود و میکانیزم های ارائه شده باید در مسیر تحقق چنین هدفی بکار گرفته شود. در مواضع و دیدگاه های دو جانب انعطاف و اعتماد لازم در دست یابی به مصالحه نهفته باشد. اما اگر سخن از تسلیم شدن یک جانبه به نفع دیگری است, در این صورت ادبیات و مسایل حقوقی و موضع دو جانب کاملا متفاوت از شرایط مصالحه می باشد. از قضایای که تاکنون میان دولت و مخالفین جریان داشته است, چنین برداشت می گردد آنچه که بنام مصالحه یاد می شود در واقع همان تسلیم شدن مخالفین می باشد. زیرا شرایط و انگیزه های لازم و انعطاف پذیری و اعتماد و نیز هدف واحد و مشترک در هیچ طرفی مشاهده نمی شود. هم آوردی میان دولت و مخالفین فقط گاه زمانی به تعبیر خود آقای کرزی ممکن است نرم تر گردد، اما در اصل از خصومت و حذف تردید ناپذیر هم دیگر هیچ چیزی کاسته نشده است. بعنوان مثال مخالفین دولت و نظام سیاسی را از بنیاد غیرمشروع دانسته و قانون اساسی آن را رد می نمایند. حضور نیروهای بین المللی را به مثابه نیروی اشغالگر پنداشته و مقابله با آن را در حکم جهاد گمان می کنند. به همین دلیل طالبان هربار با قاطعیت بیشتر در بیانیه های سیاسی و با انجام عملیات های انتحاری و نظامی، فراخوانی دولت را برای مذاکره و مصالحه رد نموده اند. در مقابل دولت بر خلاف نرمش های که از خود نشان میدهد هرگاه که نفسی راحت داشته باشد به مخالفین و طالبان اخطار داده و با زبان تهدید آمیز و غیر آشتی جویانه سخن میگوید. 
2- همانطور که گفته شد نوعی سوء ظن و عدم اعتماد بین دولت و مخالفین وجود دارد. هرچند که حامد کرزی بارها کلمه برادران طالب و برادر ملاعمر و برادرحکمتیار و... به زبان آورده است اما بر هیچ کس پوشیده نیست که این کلمات از زبان دل بیرون نیامده است. در مقابل طالبان و مخالفین نیز هیچ اهمیت و بهایی به این ادعاها قایل نگردیده اند. آنان هنوز حامدکرزی را فرد تحت فرمان خارجی میدانند. مخالفین به صراحت ابراز داشته اند که ادعاهای کرزی و احتمالا برخی از انعطاف های موقتی و تاکتیکی خارجی ها از جمله حذف نام بعضی از طالبان دست چندم از لیست سیاه و... را حربه تبلیغاتی و سیاسی می دانند. آنان بر این باوراند که حکومت و حامیان خارجی او تلاش دارند تا با طرح شعار های صلح و آشتی در صفوف طالبان و مخالفین سستی و رخنه ایجاد نمایند. اگر چنین تصوری در ذهنیت هریک از طرف های درگیر وجود داشته باشد که وجود دارد، قطعا از همان آغاز راه و کار مشخص است که انگیزه ای برای رسیدن به تفاهم و صلح وجود ندارد. دراین صورت می توان گمان برد که موضوع مذاکره و مصالحه بازی لفظی و سیاسی چیزی بیش نیست.  تفکیک طالبان خوب و بد, طالبان افغانی و طالبان وابسته به القاعده شواهدی است که طالبان با اشاره بدان مسئله صلح و مذاکره را نوعی بازی و حربه سیاسی حکومت می خوانند.
3- تضاد منافع قدرت های ذی دخل در قضیه: شک نمی توان داشت که بخش اعظم بحران کنونی در کشور ریشه در سیاست های بیرونی دارد. اگر دست ها و قدرت های خارجی آنچه را که برای صلح و ثبات ادعا دارند عملی نمایند, چالش ها و بحران های جاری بسرعت فروکش خواهند کرد. اما از مجموع تضادهای منطقه ای و بین المللی چنین پیدا است که اراده ای کلی, جدی و صادقانه کار گردانان صحنه امروزی سیاست در افغانستان برآنست که ثبات و امنیت در این سرزمین قوام نیابد. دست ها و تحریکات خارجی با انگیزه های متفاوت اما با هدف اعلام نشده مشترک و چند جانبه هم با حمایت و تقویت طالبان، و هم در ضعف نگهداشتن ساختار سیاسی و عدم توجه و همت لازم برای سامان د ادن وضعیت جاری در تداوم بحران و دوامدار ساختن خشونت ها و چالش ها دخالت دارند. هم اکنون در زمینه مذاکره یا مصالحه میان دولت و مخالفین همین قدرت ها و دست های بیرونی دریک بازی دوگانه یا چندگانه نقش ایفا می نمایند. ازیک سوی ظاهرا سعی بر این دارند و اعلام هم نموده اند که گفتگو و مذاکره با طالبان انجام یابد، از جانب دیگر تلاش بر این است که طالبان بعنوان عوامل عمده بحران و ناامنی نباید کاملا به ضعف کشانده شوند و از صحنه بکلی حذف گردند؛ و از جانب دیگر سعی بر این است که دولت کابل نیز در چنان موضع و قدرتی قرار نگیرد که خود موضوع را یکسره سازد.
4- به حاشیه راندن مردم: نکته قابل تأمل دیگر اینست که همه بازیگران صحنه سیاسی امروز کشور مدعی حق مردم و رعایت آن حقوق اند؛ اما در عمل کوچکترین ارزش و بهایی برای آن قایل نیستند. در حقیقت امر لفظ مردم شعار و مستمسکی گردیده است در جهت اغراض و اهدافی مغایر با خواست و اراده مردم. اگرچنین نیست چرا نظر مردم در این طرح گنجانیده نشده است. مردمی که با تمام وجود مخالفت خود را با حضور طالبان در ساختار سیاسی اعلام داشته اند. اگر این پروسه ملی دانسته می شود, مصداق این مفهوم غیر از رجوع به خواست و آراء مردم است. ولی بر همگان روشن است که بازیگران سیاسی کشور بی پروا به مردم و حقوق آنان با سرنوشت آنان معامله و بازی می نمایند.  
با در نظرداشت موارد یاد شده چنین بر می آید که تشکیل چنین کنفرانس های و یا پیشکش نمودن چنین طرح هایی در تاریک ساختن و ایجاد ابهام های بیشتر در فضای سیاسی کشور اثرات جدی دارد. فضایی که تشخیص واقعیت ها دشوار گردد. در چنین وضعیتی اولین و تنها عنصری که متضرر خواهد شد مردم اند. بنابر این اگر نتایج کنفرانس لندن سرنوشت ساز و تعیین کننده و مهم خوانده می شود, این مسئله معطوف به بازی ها و بازیگرانی است که چندین سال است سرنوشت مردم افغانستان را گروگان گرفته اند. همانطور که مردم از دیگر کارکردها و طرح های آنان نفعی چندان نبرده اند، این بار نیز از حقوق اساسی خویش محروم می باشند.
عبدالشکوراخلاقی



نام و نام خانوادگی :
آدرس پست الکترونیک :
متن نظر:
















ویرایش صفحات        نقشه سایت ارتباط با ما درباره ما لینک های مفید گالری تصاویر صفحه اصلی
© 2007 - 2010 Payam Aftab WebSite.
A Payam Aftab Company. All Rights Reserved.
Terms under which this service is provided to you.
External sites open in new window; not endorsed by payamaftab.com
Read our privacy guidelines. Contact us.
javad vahidian