شناخت انقلاب اسلامي ايران / پروفسور حميد مولانا
کد خبر : 9915                 ساعت خبر: `13:50 | تاريخ خبر: 1388/11/15
 
متن مطلب


سي ويك سال از پيروزي باشكوه انقلاب اسلامي ايران مي گذرد. اكنون در آستانه چهارمين دهه انقلاب، به طور خلاصه مي توان گفت كه انقلاب اسلامي ايران، انقلابي مقدس و وحدت گراست و بهترين راه ممكن براي درك آن، بهره گيري از علوم قرآني در چارچوب جامعه شناسي اسلامي است و بس. پس از قرن ها پژوهش و تفحص، هنوز نظريه جامعي كه طبيعت انقلابات مختلف قرون گذشته را تبيين و قانون واحد آن را پيدا كند، وجود ندارد. در علوم انساني و اجتماعي، چه در غرب و چه در شرق، نظريات ارائه شده اقتصادي، سياسي و فرهنگي درباره انقلابات دو قرن گذشته، از انقلاب فرانسه گرفته تا انقلاب روسيه و چين، همه يك بعدي و بسته به رشته اختصاصي صاحب نظران مكتب هاي مختلف بوده است. انقلاب اسلامي ايران، انقلابي سياسي، اقتصادي و حتي فرهنگي در معناي تاريخ معاصر نيست، بلكه انقلاب ويژه و نادري است كه جايگاه آن از جنبه تاريخي مي تواند در رديف انقلاب دوره كلاسيك اسلام باشد، زيرا انگيزه اين جنبش عظيم، انرژي و جهت خود را از رستاخيز توحيدي اسلام به دست آورد و ريشه مشروعيت آن از الگوي كلامي و حقاني مبارزات محمدي و حسيني الهام گرفته و آبياري شده است.
    امام خميني(ره) رمز موفقيت انقلاب اسلامي را در وحدت كلمه مي دانند و مي فرمايند: «رمز موفقيت ما كه قدرت هاي بزرگ دنيا را عقب نشاند، و يك قدرت شيطاني، مثل قدرت خاندان پهلوي، را فرو ريخت، اين رمز موفقيت همين وحدت اقشار و وحدت كلمه بود. اگر بنا بود كه قشر روحاني تنها مي خواست به جنگ اينها برود، خفه مي كردند او را. نويسنده مي خواست به جنگ آنها برود، آنها را از بين مي بردند. دانشگاهي مي خواست اين كار را بكند، نمي توانست. بازاري مي خواست اين كار را تنها بكند نمي شد. دهقان مي خواست بكند نمي شد. اينكه همه چيز را ما به دست آورديم و ان شاءالله بعد هم بدست مي آوريم. اين براي همين هم پيوستگي است كه بين اقشار ملت حاصل شد و ما بايد اين همبستگي را نگه داريم.» (صحيفه نور، ج5، ص100-101، 30/11/57). و جاي ديگر مي فرمايند: «ما همه برادر هستيم و همه باهم بايد باشيم. رمز پيروزي ما همين وحدت كلمه و هم پيوستگي ما به هم بود. رمز پيروزي ما توجه به خداي تبارك و تعالي و پاسداري اسلام بود. اين رمز را حفظ كنيد، اين وحدت را حفظ كنيد. اين همبستگي را حفظ كنيد. اين توجه به اسلام را حفظ كنيد» (همان، ج5، ص213، 7/1/58). همه مورخان و پژوهشگران غرب و شرق كه درباره انقلاب اسلامي ايران سخن گفته و كتاب نوشته اند به اين وحدت و مشاركت عمومي و طبقاتي و شهري و روستائي جنبش و انقلاب ما اشاره كرده و آن را حتي از انقلاب هاي فرانسه و روسيه فراگير و عالمگيرتر ذكر كرده اند. اين يك حقيقت بزرگي است كه بايد در تاريخ انقلابات بشري ضبط گردد.
    اهميت و عظمت انقلاب اسلامي در اين است كه با گذشت يك قرن از استيلاي غرب بر سرزمين هاي مسلمان، در مقابل سلطه گرائي غرب ايستاد و بلكه اين نگراني را در اروپا و آمريكابه وجود آورد كه ممكن است نهضت اسلامي بار ديگر مسلمانان را در سايه الگوي واحد سياسي، اقتصادي و فرهنگي، و در لواي مفهوم امت اسلامي، به عظمت قبلي خود برگرداند. انقلاب اسلامي تمام انقلاب هاي چند قرن گذشته از جمله انقلاب انگلستان (1640 تا 1649 ميلادي)، انقلاب فرانسه (1789 ميلادي)، انقلاب روسيه (1917 ميلادي) تا انقلاب چين (1948 ميلادي) و انقلاب كوبا (1958 ميلادي) و بقيه را كنار گذاشت و معادلات حاصل از آنها را بر هم زد. اين انقلابات و مدلولات حاصل از آنها، طبقاتي بودند كه عليه مقدسات ديني و كليساي غرب شوريدند. آنها از قشري ويژه به نام «بورژوازي»، «كارگران يا پرولتاريا» يا «دهقانان و زحمتكشان» سرچشمه گرفتند و رو شهاي خشونت آميز، كشتار عمومي و عمليات چريكي به همراه داشتند و با الهام و بهره گيري از حمايت ايدئولوژي دنيوي و تشكيلات حزبي و استفاده از مطبوعات و رسانه هاي وقت به پيروزي رسيدند.
    انقلاب اسلامي ايران كه به اعتراف ناظران و تاريخ نويسان از لحاظ شركت قشرهاي مختلف جامعه در سطح بالاتري از انقلاب هاي گذشته قرار داشت، تمام اين معادلات را برهم ريخت. ابعاد زماني و همگاني انقلاب اسلامي، پيش بيني ناپذير بود، زيرا خط انقلاب در دايره ديگري قرار داشت. انقلاب اسلامي ايران، هم طولاني تر و هم كوتاه تر از انقلاب هاي ديگر صورت گرفت؛ طولاني تر از اين رو كه ريشه هاي آن با معيارهاي علوم انساني و اجتماعي غرب، نامرئي به نظر مي رسد و كوتاه تر براي اينكه سرعت حركت اين جهش اجتماعي خارج از شاخص هاي جامعه شناسي روز در نوسان بود. موتور انقلاب اسلامي ايران را احزاب روشن نكردند و مطبوعات و رسانه هاي داخلي هم در اعتصاب يا اختيار رژيم شاه بودند. مطبوعات و رسانه هاي جهاني عليه انقلاب اسلامي بسيج شده بودند، و انقلاب و بسيج عمومي يك نقطه ثقل جغرافيايي و طبقاتي ويژه نداشت كه از طرف دشمن مورد هدف قرار گيرد و در عين حال در همه جا وجود داشت.
    به غير از يكي دو نفر در غرب (از جمله اين حقير و پروفسور حامد الگار از دانشگاه كاليفرنيا)، نه كسي انقلاب اسلامي ايران را پيش بيني كرد و نه تا آخر ماه هاي سقوط رژيم شاه به انقلابي بودن اين نهضت و جنبش عظيم مردم ايران اذعان كردند. جيمز بيل، ماروين زونيس ازدانشگاه هاي تگزاس و شيكاگو كه چندين كتاب درباره رژيم شاهنشاهي نوشته و بارها به ايران مسافرت كردند تا پائيز سال 1357 شمسي از به كار بردن لغت انقلاب و انقلاب اسلامي درباره تظاهرات و اعتراضات و اعتصابات وسيع ايران ابا داشتند. فرد هاليدي از دانشگاه لندن در كتابي كه چندماه قبل از انقلاب و پيروزي آن درباره ايران نوشته بود حتي يك پاراگراف هم درباره انقلاب اسلامي در اين كتاب ذكر نكرد. كتاب «راهنماي كشور ايران» كه از طرف دولت ايالات متحده آمريكا دقيقاً همزمان باانقلاب اسلامي ايران براي دستگاه هاي دولتي و استفاده عموم در بيش از 400 صفحه منتشر شده بود اسمي از امام خميني نبرد و ايران را جزيره اي باثبات در تلاطم درياي سياسي خاورميانه ياد كرده بود. ميشل فوكو روشنفكر و فيلسوف فرانسوي به قدري از انقلاب ايران شوكه شده بود كه براي درك آن به نمايندگي يكي از جرايد كشور خود به تهران سفر كرد. اريك رولو خبرنگار و نويسنده روزنامه لوموند پاريس تنها روزنامه نگار غربي بود كه نوشته هايش در مورد ايران و انقلاب اسلامي به واقعيت نزديك تر بود.
  
اغتشاشات پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري و حوادث روز عاشورا اصالت و حقانيت انقلاب اسلامي را به نمايش گذاشت و راه پيمايي بي نظير چند ميليوني دي ماه كه به درستي جهانيان را به شگفتي واداشت، دشمنان انقلاب و حمايت كنندگان آن را بار ديگر سرافكنده كرد. ريشه هاي اين فتنه انگيزي پس از پيروزي شكوهمندانه انقلاب اسلامي ايران از سال 1364 شروع گرديد. به خاطر دارم در آن موقع نيز امام خميني(ره) با فتنه گران اتمام حجت كرده فرمودند «بايد دست هايي كه در اين مملكت، قدرتمندي كردند و با قدرتمندي دارند ذخاير ما را مي برند، اينها تمام بايد قطع بشود. اين دست ها بايد قطع بشود و كنار بروند. مملكت مملكت ماست و ما خودمان مي خواهيم اداره كنيم...» (همان، ج2، ص 192، 2/8/57 و همان، ج 19، ص 203، 25/5/64) و «امروز ايران اسلامي به بركت ايمان قوي و تعهد به اسلام و تحول عظيمي كه در اقشار مختلف حاصل شده است، دست شرق و غرب و انگل هاي منحرف را از كشور خود كوتاه و به هيچ قدرتي اجازه نمي دهد در كشور اسلامي ايران دخالت كند. و اين خود حجت قاطعي است براي مسلمانان و مظلومان جهان، كه با خواست ملت ها كسي نمي تواند تجاوز كند و با آن مخالفت نمايد.» امام مي فرمودند: «اين شعار بايد محفوظ باشد كه اين قيام، قيام ملي نيست. اين قيام قيام قرآني است.» او خطاب به مردم انقلابي ايراني فرمودند «اگر اين يك نهضت ملي بود، نه شما اين قدر فعاليت مي كرديد و نه ما و نه ساير ملت ها.» به عبارت ديگر «شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامي ايران از همه انقلاب ها جداست؛ هم در پيدايش، و هم در كيفيت مبارزه، و هم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديد نيست كه اين يك تحفه الهي و هديه غيبي بوده، كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارت زده عنايت شده است» (همان، ج 21، ص 176، 15/3/68).
    امروز پس از سه دهه كه از انقلاب اسلامي ايران سپري شده است، يك خلاسياسي، مكتبي، اجتماعي و فرهنگي بزرگ در نظام جهاني به طور كلي به وجود آمده و ميدان بيش از هر موقع ديگر براي توسعه و بلوغ يك مكتب و نظام جديد باز شده است، شوروي سابق سقوط كرده و آمريكاي كنوني در درياي بحران فرو رفته است. دنيا امروز بيش از هر موقع ديگر تشنه افكار جديد و روزنه هاي نجات و سعادت است. در اين مسير ممكن است كه راه ها يا انتخاب راه هاي جديد به خوبي مشخص نشده باشد، ولي شك نيست كه سيستم سياسي، اقتصادي و اجتماعي غرب، كه در 200 سال گذشته به تدريج خود را به جهانيان مسلط كرد، به بن بست رسيده است و اين بزرگترين بحران «نامرئي» دهه اول قرن بيست و يكم است. سران فتنه امروزي در تمام دنيا كوشش دارند اين نظام كهنه و پوسيده را با فريب دادن افكار عمومي و شهروندان زنده كنند، بدون اينكه واقف باشند اين كار عملي نيست و با واقعيت مطابقت ندارد.
    انقلاب اسلامي ايران، فقط براي فروپاشي طاغوت نبود، بلكه براي احيا و استحكام توحيد و حكومت اسلامي بود. انقلاب اسلامي براي بي تفاوتي در مقابل دكترين هاي حاكم، يا گسترش مكتب هاي مختلف نبود. هدف اصلي انقلاب، حقانيت وحدت الهي و ارزش هاي حاصله از آن بود، نه قبيله گرايي، خويشاوندي، و حفظ طايفه و خانواده شخصي و حب جاه و مقام. انقلاب اسلامي براي سياست و عدالت و نظام اخلاقي بود، نه براي نظام و سياست اقتداري. انقلاب اسلامي عليه ظالمان و سلطه جويان بود، نه سازش و سياست مسالمت آميز با آنها، انقلاب اسلامي براي نجات مردم بود نه گمراهي آنها. به طور خلاصه انقلاب اسلامي، انقلاب براي تغييرات بنيادي در جامعه بود. سقوط شاه، برچيده شدن نظام شاهنشاهي و استقرار حكومت يك هدف اصلي بود ولي هدف اصلي ديگر بازسازي و تغييرات نهادين در جامعه و سيستم اقتصادي و فرهنگي بود. انقلاب اسلامي از طرف ديگر يك انقلاب مردمي بود و براي همين مردم انتظار داشته و دارند كه خواص و نخبگان انقلاب با خواص و نخبگان قبل از انقلاب تفاوت هاي بنيادي و اساسي داشته باشند. همان طور كه انقلاب اسلامي يك انقلاب دائم و بي پايان است، همان طور هم تعهد و وفاداري و ايمان خواص و عوام به انقلاب بايد دائمي و بي پايان و باايمان باشد. در انقلاب اسلامي، اگر ما به آن ايمان داشته باشيم، همه در همه حال مورد آزمايش و امتحان هستند و كارنامه هر فرد انقلابي اسلامي امروز بايد از كارنامه انقلابي و اسلامي ديروز و پريروز او بهتر و مستحكم تر باشد.
    آسيب شناسي انقلاب يكي از خصائص بزرگ امام خميني(ره) بود. هشدار ايشان نسبت به اشتباه رجال سياسي و روشنفكران صفحات مهم و بزرگي را در تاريخ انقلاب اسلامي ايران ثبت كرده است. در بحبوحه انقلاب امام فرمودند:
    «الان ماها مكلفيم ديگر؛ ما اشتباهات را تا حالاديديم و من خوف اين دارم كه باز اقشار اين ملت ما، اين رجال علمي ما، رجال سياسي ما، اشخاص روشنفكر ما، يك اشتباهي بكنند، كه اگر اين اشتباه بشود ديگر ما تا آخر گرفتار هستيم، ديگر چنين نيست كه ما باز يك اميدي داشته باشيم كه يك انقلابي بشود.»(همان، ج3، ص 36، 16/8/57). خوشبختانه مردم وحدت خود را حفظ كردند و خواص نخبگان گمراه شده را كنار كشيد، و انقلاب پيروز گرديد. ولي رهبر انقلاب اسلامي به درستي مي دانستند كه دشمنان درصدد انحراف نهضت اسلامي هستند و ملت بايد اين انقلاب را از خطرات حفظ كند. هنوز يك ماه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نگذشته بود كه امام اين اخطار را به دشمنان دادند:
    «نبايد ابهامي در قضايا باشد. اگر چنانچه ابهامي در قضايا باشد، يا بخواهند منحرف كنند اين نهضت اسلامي ما را، منتهي به شكست خواهد شد؛ خيانت به ملت است، خيانت به اسلام است. آنها كه درصدد هستند اين نهضت را منحرف كنند از جهت اسلاميت، آنها بدانند كه خائن بر اسلام هستند، خائن بر ملت هستند. امروز بايد شعار همان شعار اسلامي باشد، جمهوري اسلامي. آنها كه اصرار دارند اسلام را از كنار جمهوري كنار بگذارند، اينها خائناني هستند كه در ملت مي خواهند اختلاف ايجاد كنند.»(همان، ج5، ص 184، 18/12/57).
        درخواست رهبر انقلاب از ملت بسيار صريح، واضح و روشن بود:
    «از ملت تقاضا دارم كه نگذارند خون جوانانشان هدر برود. نگذارند اجانب رخنه پيدا كنند، نگذارند استقلالي كه به دست آورده اند از بين برود. نگذارند آزادي اي كه به دست آمده است، مبدل به اختناق شود، به حكومت اسلام، به جمهوري اسلامي، نه يك حرف زياد نه يك حرف كم. كساني هم كه مي خواهند به راه هاي ديگر بروند آزادند، لكن توطئه قدغن، خيانت قدغن، راي آزاد، هر چه مي خواهند بگويند.»(همان، ج5، ص 186، 18/12/57)
    و مردم به امام شان لبيك گفتند.
   
   



نام و نام خانوادگی :
آدرس پست الکترونیک :
متن نظر:
















ویرایش صفحات        نقشه سایت ارتباط با ما درباره ما لینک های مفید گالری تصاویر صفحه اصلی
© 2007 - 2010 Payam Aftab WebSite.
A Payam Aftab Company. All Rights Reserved.
Terms under which this service is provided to you.
External sites open in new window; not endorsed by payamaftab.com
Read our privacy guidelines. Contact us.
javad vahidian